وحدت اسلامي

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
دکتر عبدالعزیز بن عثمان
بازخواني جنبش تقریب مذاهب اسلامی

گذشت شصت و پنج سال از شکل‌گیری "جماعة‌التقریب بین‌المذاهب الاسلامیة" که دارالتقریب را در سال ۱۹۴۷م. در قاهره تأسیس کرد و با گذشت بیست سال از تأسیس "مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی" در سال ۱۹۹۲م. (در جمهوری اسلامی ایران) و ﺴپری شدن نه (۹) سال از تدوین و تصویب

argaiv1401

 

"استراتژی تقریب مذاهب اسلامی" در سال ۲۰۰۳م. از سوی کنفرانس سران اسلامی، مناسبت شایسته‌ای برای درنگ در روند "تقریب" و پیامدهای آن بر اوضاع جهان اسلام طی این دهه‌ها و بویژه در مرحله کنونی برای نتیجه‌گیری‌هایی است که می‌توان آنها را در پرتو متغیرهای پیاپﯽ که جهان بطورکلی و جهان اسلام بطور خاص بخود می‌بیند، مورد ارزیابی و تأمل قرار داد.

هنگامی که ایده تقریب مذاهب اسلامی در سال ۱۹۴۷م. از قاهره مطرح شد، فضایی که بر مسلمانان در کلیه کشورهای اسلامی و بویژه آندسته کشورهایی که در آنها [پیروان] مذاهب مختلف اهل سنت و شیعه وجود دارد، برخوردار از میزان نسبتاً زیادی از تفاهم و تسامحی بود که زمینه‌های همزیستی میان گروهها و بخش‌های امت واحد اسلامی را فراهم می‌آورد؛ در آن زمان کل کشورهای جهان اسلام تابع استعمار بیگانه بودند و نقشه جهان شاهد تحولات فراوانی در پﯽ جنگ جهانی دوم بود که از نتایج آن می‌توان به تأسیس سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵م. اشاره کرد و نیز در همان فاصله از تاریخ جهان معاصر، حوادثی که برای آشنایی با تحولات آنروزی جهان حتماً باید به آنها اشاره کرد و هم در پرتو آنها بود که ایده تقریب مذاهب اسلامی شکل گرفت. از جمله آن حوادث تشکیل دولت اسراییل در سرزمین‌های غصب شده فلسطین در سال ۱۹۴۸م. آغاز جنگ اعراب و اسراییل در همان سال و تغییرات عمیق و پیامدهای خطرناکی که طی شش دهه گذشته هردم وخامت بیشتری نیز پیدا کرد و تا به امروز همچنان برخی از این پیامدها، همچون خطری است که کیان امت اسلامی و بویژه منطقه عربی جهان اسلام را تهدید می‌کند. در این میان حوادثی که نقشه جغرافیایی جهان اسلام را تغییر دادند پیاپﯽ شکل گرفت؛ از یک سو پﺎکستان در سال ۱۹۴۷م. تأسیس شد و ﺴپس استقلال اندونزی در سال ۱۹۴۹م. به رسمیت شناخته شد و سه سال پیش از آن سوریه در سال ۱۹۴۶م. استقلال یافت و در همان سال مملکت پﺎدشاهی اردن‌هاشمی تأسیس گردید. در همه این احوال بر جوامع اسلامی غالباً جوّی از دوستی و الفت در بیان پیروان مذاهب اسلامی بر پﺎیه احترام متقابل حاکم بود. این جوامع هرگز کارزار فرقه‌ای یا احتقان مذهبی یا فتنه مذهبی آنگونه که امروزه وجود دارد، بخود ندیده بود. هرچند این به معنای نبود علل اختلاف و دوری نیست. این دلایل وجود داشت ولی در دایره تنگی منحصر مانده بود و به صورت درگیری‌های شدید یا منازعه‌های تند یا درگیری‌هایی که امروزه شاهد آنیم، وجود نداشت. این علل بیشتر به صورت احساسی وجود داشتند مثلاً شیعه و سنی هریک طبق باورهای خود با دیگری همزیستی داشت و با نوعی شکّ و تردید به مخالف خود می‌نگریست. ادامه این وضع به تمایل به آشنایی و در عین حال کوتاهی در شناخت حقایق باورهای دیگران، کمک کرد.

اگر صاحب ابتکار تقریب مذاهب اسلامی یعنی "آیة‌الله شیخ محمدتقی قمی"حاد شدن پدیده "کارزار فرقه‌ای" را در شمار عللی که به اقدام وی انجامید، برشمرده است، این پدیده در آن روزگار به خطرناکی امروز نبود، "آیة‌الله شیخ محمدتقی قمی" می‌گوید: «در آنزمان شرایط جهان اسلام بگونه‌ای بود که درگیری‌های مذهبی میان اهل سنت و شیعه به شدیدترین شکل خود وجود داشت. جوّ میان دو گروه سرشار از بی‌اعتماد، تنش و شبهه‌های میان آنها بود و دشمنان اسلام موفق شده بودند موانع بسیار بزرگی میان مذاهب ایجاد کنند که طرفین همواره اتهام‌هایی نثار یکدیگر می‌کردند و هرگز به نشستن به دور یک میز برای شنیدن سخن دیگری و بدور از دشنام و ناسزا و کین‌توزی، نمی‌اندیشیدند.»[۱]

ولی این وضعی که در برخی مناطق جهان اسلام حاکم بود حالتی استثنایی داشت و نمی‌توان گفت وضع عمومی آنزمان را در کل جهان اسلام تشکیل می‌داد. این درست که دشمنان اسلام در کمین نشسته بودند و از هیچ اقدام و کاری برای فتنه‌انگیزی میان مسلمانان و تضعیف آنها فروگذار نمی‌کردند ولی همبستگی جوامع اسلامی و صلابت جبهه داخلی در کشورهای جهان اسلام همواره مانع از تحقق این اهداف شوم درست همانگونه که امروزه در شماری از کشورهای اسلامی می‌توان دید، می‌گردید.

بهرحال در جهان اسلام در دوره اواخر دهه چهل قرن گذشته، ویژگی کلی اوضاع در کشورهای اسلامی کوشش در دو بعد بود: بُعد اول پیگیری‌کار جنبش‌های رهایی‌بخش در جهت تکمیل استقلال کشورهای عربی اسلامی از استعمار اروپﺎ و بُعد دوم بنای دولت‌های مستقل بر اساس شالوده‌های جدید. این بدان معنا بود که توجه و عملکرد‌های اساسی در سطح جهان اسلام بیشتر بر آزادسازی و بنای خویش متمرکز بود و اجازه نمی‌داد کوشش‌های بعمل آمده به صورت پراکنده و در راستای متفرق ساختن مسلمانان و ورود آنان به درگیری‌های ساختگی و فرعی صورت گیرد و این به رغم خشونت و شدّت جنگهایی بود که از سوی قدرت‌های بین‌المللی متخاصم با امت اسلامی بر اسلام و مسلمانان تحمیل می‌شد.

به رغم آنچه گفته شد پیگیری ایده تقریب، در زمان مناسبی صورت گرفت. اقدام به گزینش قاهره در آن زمان به عنوان مرکزیت شکل‌گیری این ایده، بیانگر ارج و ارزشی بود که مسلمانان برای کشور مصر و "ازهر شریف" به عنوان سمبل فرهنگ اسلامی و علوم شرعی و وحدت مبتنی بر یک دین و یک کتاب و یک قبله، قایل بودند. این جماعت، تأثیر نیرومندی در گسترش روح جدیدی در محافل علما و فقها و مفتیان و رهبران و مراجع دینی بطور کلی داشتند. "شیخ محمدتقی قمی" در تشریح زمینه‌ها و شرایط پیرامونی فراخوانی که با خود به قاهره آورده بود می‌گوید: «سرانجام به این اندیشه رسیدیم که این فراخوان باید از سوی یک گروه مطرح شود زیرا اگر از سوی فرد عنوان گردد ممکن است در معرض خطرهای زیادی قرارگیرد؛ این فراخوان به تقریب باید بیشتر در میان سران و بزرگان مذاهب صورت گیرد نه اینکه مسلمانان را به یک مذهب فراخواند. در این صورت شیعه شیعه و سنی سنی باقی خواهد ماند و بر همگان جوّ احترامی که همراه با دلیل است حاکم خواهد شد و نمایانگر مذاهب چهارگانه معروف اهل سنت و دو مذهب شیعه امامی و زیدی خواهد بود و هرکدام از این مذاهب را نیز علمایی صاحب مقام و اعتبار در همان مذهب نمایندگی خواهند کرد و جماعت (جماعة‌التقریب) بدور از سیاست خواهد بود و اهداف مشخصی خواهد داشت و سعی و تلاش آن بر پﺎیه بحث و دانش و پژوهش علمی خواهد بود تا بتواند در برابر مخالفان دوام آورد و در راه اقناع دیگران، یارانی برای خود جلب کند و با سلاح دانش و مبارزه با اندیشه‌های خرافاتی و سیاهی که جز در فضای تاریک و ظلمانی یارای بقا و زندگی ندارند، به حیات خود ادامه دهد و در عین حال بتواند در برابر فرقه‌ها و نحله‌هایی که ربطی به اسلام ندارند و شیعیان آنها را سنی و اهل سنت آنها را شیعه قلمداد می‌کنند حال آنکه در حقیقت در جنگ با اسلام هستند، به مقابله ﺑپردازند.»

شایسته یادآوری است که در بازخوانی آغاز ایده تقریب، این ابتکار ابتدا از سوی طرف شیعی مطرح شد و ﺴپس از سوی طرف سنی مورد استقبال قرار گرفت. گزینش "ازهر شریف" دژ فرهنگی اهل سنت به عنوان نقطه شروع این اقدام، گزینش بسیار هوشمندانه‌ای بود زیرا اگر این ایده را علمای الازهر می‌پذیرفتند و از آنجا شروع می‌شد قابلیت پذیرش و وجاهت زیادی داشت و چنین هم شد. ولی در مصر و ﺴپس در دیگر کشورهای اسلامی شرایطی پیش آمد که از تأثیر ایده "تقریب" به گونه چشمگیری کاست و جذابیت آن کاهش پیدا کرد چنانکه سرانجام "دارالتقریب" از پیگیری فعالیت‌های خود بازماند همچنانکه مجله "رسالة‌الاسلام" نیز که از سوی "دارالتقریب" منتشر می‌شد و بیانگر رسالت آن بود، متوقف گردید.[۲]

علیرغم روشنی اهدافی که "جماعة‌التقریب" برای تحقق آنها تأسیس یافت و با وجود اخلاصی که پیشگامان این حرکت و پیشاپیش ایشان "شیخ محمود شلتوت" و "شیخ محمدتقی قمی" و "شیخ عبدالمتعال الصعیدی" و "شیخ محمد محمد المدنی" و "شیخ عبدالمجید سلیم" و "شیخ محمدجواد مغنیة" و محمد علوبة پﺎشا و ... در این زمینه بخرج دادند کوشش‌هایی که در چندین بعد صورت گرفته بود و تلاش‌های ویژه‌ای با برخی نتایج بود، با موانع و ناکامی‌هایی روبرو گردید و اگر با یک سری چالش‌ها روبرو نشده بود و با موانعی که همزمان با ورود جهان اسلام به مرحله جدیدی از تاریخ معاصر خود با دلمشغولی‌های دیگر و رسیدگی به مشکلات و مسایل دیگری جز تقریب مذاهب اسلامی روبرو نمی‌گشت، می‌توانست پیامدها و دستاوردهای بیشتری داشته باشد.

گو اینکه شرایطی که همزمان با آغاز قرن پﺎنزدهم هجری شکل گرفت و تحولاتی که در سطح جهان از اواخر دهه ششم قرن میلادی گذشته و بویژه پس از جنایت به آتش‌کشیدن مسجدالاقصی ـ که باعث برگزاری بلافاصله نخستین کنفرانس سران اسلامی در سال ۱۹۶۹م. گردید ـ پیش آمد، به انگیزش تازه‌ای در ایده "تقریب مذاهب اسلامی" و طرح مجدد آن منجر گردید؛ "سازمان اسلامی تربیت، علوم و فرهنگ" (ایسسکو) که در سال ۱۹۸۲م. تأسیس شد، آغازگر این انگیزش جدید شد بگونه‌ای که در نخستین برنامه کاری که کنفرانس عمومی آن مورد تصویب قرار داد در برنامه‌های فرهنگی خود برنامه ویژه‌ای در مورد "تقریب مذاهب اسلامی" گنجاند که من با توجه به موقعیت خود در سازمان "ایسسکو" به عنوان معاون مدیرکل آن در فاصله سالهای ۱۹۸۵م. تا پﺎیان ۱۹۹۱م. و ﺴپس به عنوان مدیرکل (ایسسکو) از آن هنگام تاکنون، افتخار اجرای این برنامه را پیدا کردم. نخستین نشست (ایسسکو) برای تقریب مذاهب اسلامی در ﺴپتامبر ۱۹۹۱م. در شهر رباط (مراکش) برگزار گردید.

من طی سالهای متمادی همراه با نخبه‌ای از علما و فقها و رهبران و مراجع دینی در جهت تبلور ایده تقریب و تجدید و گسترش عرصه‌های آن کوشیدم تا سرانجام این ایده به صورت برنامه راهبردی جامعی پختگی لازم راپیدا کرد و آنگاه "سازمان اسلامی تربیت، علوم و فرهنگ" (ایسسکو) آنرا به نشست وزرای خارجه کشورهای عضو در سازمان همکاری‌های اسلامی برای تصویب ارایه داد، ﺴپس آنرا برای تصویب به دهمین نشست سازمان کنفرانس اسلامی که در سال ۲۰۰۳م. در مالزی برگزار شد ، ارایه دادم؛ پس از تصویب حتماً باید مکانیسمی برای اجرای این راهبرد جدید تعیین می‌شد لذا توجه ما در سازمان اسلامی تربیت، علوم و فرهنگ (ایسسکو) به مطالعه پروژه مکانیسم مزبور در نشست کارشناسانی که در ژانویه سال ۲۰۰۶م. در دمشق برگزار شد، معطوف گردید و در این نشست آیین‌نامه داخلی شورای عالی مشورتی تقریب مذاهب اسلامی مورد تصویب قرار گرفت. در این شورا، گروهی از برجسته‌ترین علمای مذاهب اسلامی عضویت دارند و نشست‌های آن با دعوت سازمان اسلامی تربیت، علوم و فرهنگ (ایسسکو) در مقر دائمی آن برگزار می‌گردد.

تأسیس "شورایعالی تقریب مذاهب اسلامی" در سال ۱۹۹۲م. گامی اساسی و انگیزه‌ای قوی برای فعالیت‌های مشترک اسلامی و در راستای تحکیم وحدت اسلامی بود؛ این شورا با صدور "برنامه وحدت اسلامی" که در بیست و یکمین نشست آن در سال ۲۰۰۸م. از تصویب گذشت، اقدام بسیار شایسته‌ای انجام داد.

"منشور وحدت اسلامی" با رصد کردن موانع و مشکلات "تقریب" و وحدت یعنی : تعصّب، غلوّ، تکفیر و انتقال درگیری‌ها به مرحله کفر و ایمان و سرزنش دیگری از پیامدهای سخن وی، گفتگوهای غیرمنطقی، اهانت به مقدسات و تحمیل مذهب بر دیگران و انجام یک سری اعمال تحریک‌آمیز و فتنه‌جویانه و غیره، آغاز می‌گردد.

می‌توان به موانعی که در منشور وحدت اسلامی به آنها اشاره شده موارد دیگری نیز افزوده که نسبت به دیگر موانع، خطرات کمتری بر وحدت امت اسلامی ندارند : «عجز کتابهای درسی کلاسیک در گسترش فرهنگ احترام و همزیستی و محبت میان مسلمانان، مشوه ساختن حقایق تاریخی، تفسیر حوادث و جریانات آن طبق دیدگاههای مذهبی و فرقه‌ای، گستاخی اهانت به صحابه رسول‌خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم) و همسران وی (مادران مؤمنان) و توهین به آنها به حدّی که گاه به اساء‌ادب نسبت به کسانی صورت می‌گیرد که در قرآن کریم از آنها یاد شده و خداوند از آنان در کتاب خود راضی بوده است (چیزی که در صدر اول اسلام هرگز سابقه نداشته و از سوی هیچکدام از ائمه اهل‌بیت (رضوان‌الله تعالی علیهم) نیز شنیده نشده است)؛ سکوت در برابر نمودهای غلوّ و افراط‌گرایی در جهت رعایت احساسات عوام‌الناس از پیروان این یا آن مذهب و در جهت کسب طرفداری آنها و سوء‌استفاده از ایشان در اهدافی نامقدّس، ضعف تدریس زبان عربی و ضعف شرمسارانه‌ای که در تسلط براین زبان وجود دارد و بسیاری از مردم را از مراجعه به منابع اصلی تاریخ اسلام و منابع فرهنگ اسلامی به منظور آشنایی مستقیم با اصول عقاید و حقایق تاریخی محروم می‌سازد، اثر‌پذیری از سیاست‌هایی که از سوی نیروهای بیگانه‌ای که منافع آنها در پراکندگی و تشتت صف اسلامی دیکته می‌شود، برتری بخشیدن منافع فرقه‌ای یا نژادی یا سیاسی آآن آ>آنسبت به مصالح عالیه اسلام و سرانجام کوتاهی گروهی از علمای مذاهب مختلف در انجام وظایف محوله به خود در عرصه تقریب مذاهب و روشنگری حقایق دین اسلام و کشف اباطیل و تکذیب شبهات.»[۳]

آنچه بیان شد اجمالاً علل و اسبابی است که اثرات فعالیت‌های تقریبی را از ابتدای آن در اواخر دهه چهل قرن گذشته تا به امروز، خنثی کرده است. این علل روز بروز شدّت و حدّت بیشتری پیدا می‌کنند و کوشش‌های خالصانه‌ای را که از سوی طرف‌های مربوط در جهت تقریب مذاهب اسلامی و از جمله پیشاپیش ایشان "سازمان اسلامی تربیت، علوم و فرهنگ (ایسسکو) و پس از آن شورای جهانی تقریب مذاهب اسلامی، صورت می‌گیرد با ناکامی مواجه می‌کند.

از میان ابزارهای پشتیبان وحدت فرهنگی میان مسلمانان، به فعّال‌سازی راهبردهایی می‌توان اشاره کرد که سازمان اسلامی تربیت، علوم و فرهنگ در عرصه‌های : تربیت، فرهنگ، علوم، فناوری، خلاقیت، آموزش عالی، تقریب مذاهب اسلامی و همبستگی فرهنگی تدوین کرده است، این راهبردهای تدوین شده اسناد رسمی‌ای هستند که اراده جمعی امت اسلامی را نمایندگی می‌کنند و چارچوبی برای فعالیت‌های اسلامی مشترک در این گستره‌های حیاتی ارایه می‌دهند.

وحدت اسلامی یک فریضه دینی و ضرورتی حیاتی است و از جمله اهداف والایی است که بر همه مسلمانان فرض است که با اخلاص تمام در جهت تحقق آن بکوشند. این وحدت ابعاد متعددی دارد که مهمترین بُعد آن از دیدگاه واقعگرایانه، وحدت فرهنگی است که اساس و شالوده اصلی آن وحدت ایمانی و ﺴپس وحدت وجدانی و سرانجام وحدت منافع مشترک [مسلمانان] است. وقتی دین ما نه تنها فرمان تفرقه و درگیری نمی‌دهد بلکه ما را تشویق به وحدت و برادری می‌کند و هنگامی که عقل و مصلحت نیز فرمان به تفرقه نمی‌دهند و ما را به وحدت و همیاری و اتحاد فرامی‌خوانند چرا باید خود عکس آنچه را دین و عقل و مصلحت حکم می‌کند، انجام دهیم؟

همگان می‌دانند که وحدت و اتحاد و همکاری و همبستگی از جمله مهمترین عناصر جنبه‌های گروهی و عمومی شخصیت انسانی است و سلامت شکل‌گیری جنبه‌های مختلف شخصیت انسانی ـ اعم از فردی و جمعی‌ـ برای پﺎیداری و تعادل شخصیت انسانی و از آنجا پﺎیداری و ثبات جامعه امری ضروری است. آنچه گفته شد از جمله عناصر اسلامی وحدت و شرط لازم برای همبستگی جامعه اسلامی و ایستادگی و مقاومت ‌دربرابرمدعیان‌ و فراخوانان به تفرقه وکسانی است که همواره درپﯽ شعله‌ورساختن

آتش فتنه‌های فرقه‌ای و مذهبی‌اند.

مسلماً تمامی عناصر و مشارکت‌های سازنده در تاریخ مسلمانان، حامی و پشتیبان وحدت مسلمانان بوده و بدان فرامی‌خوانند زیرا به اسلام و ارزش‌های آن بازمی‌گردد. این اسلام بود که در اصل قبایل و خلقهای اسلامی را وحدت بخشید و میان آنان برابری و برادری برقرار ساخت و از تمامی عناصر منفی نژاد‌پرستی، جنبه‌های سازنده‌ای ساخت که به برادری و برابری و همبستگی فرامی‌خوانند. همه بشریت از یک نفس‌اند و تعدد خلقها و قبایل تنها برای آشنایی و شناخت و تکامل آنهاست و اختلاف زبان مردم و رنگ پوست آنان نیز از جمله نمودهای شگفت آفرینش خداوند متعال و نشانه‌های صنع بدیع الهی در کمال آفرینش انسان است و هرگز به معنای ابزار و وسیله‌ای برای فخرفروشی، برتری‌طلبی و دشمنی و خصومت نیست.»[۴]

اگر "تقریب" به عنوان یک اصطلاح، نزدیک‌سازی دیدگاههای گوناگون در نحوه معیشت یا شیوه زندگی یا نگاه آنها به برخی فرعیات فقهی و اختلاف برداشتی است که با توجه به دیدگاه فقهی خود در احکام دارند، هدف "تقریبی" که ما در جهت فعال‌سازی آن می‌کوشیم تحکیم و تقویت مفهوم برادری اسلامی واحد و همه جانبه در پﯽ تفرقه‌ها و پراکندگی‌هایی است که اینک پشت امت اسلامی را خم کرده است.»[۵]

لذا در میان ابزارهای فعال و مؤثر در تحکیم و تقویت کیان امت و تقویت و وحدت صف آن، کوشش در راستای تقریب مذاهب اسلامی و وحدت کلمه آنها با نزدیک‌سازی دیدگاههای آنان در آیین‌های استدلال و تدوین قواعد فقهی و ترسیم راههای منجر به این "تقریب" و تدارک وسایل و ابزارهای ضامن تحقق این "تقریب" و نه البته دنبال کردن "تقریب" ساختگی یا اجباری یا حرکتی سیاسی که در پﯽ پوشش یک ضعف یا کاستی به منظور فریب دیگران است؛ تقریب روند اصیلی است که مجموعه‌ای از امور واقعی آنرا اقتضا دارند.[۶]

بهرحال آنچه باید برای همگان به اندازه کافی روشن باشد آنست که "تقریب" به هیچ وجه و هرگز به معنای آن نیست که هر پیرو مذهبی، از مذهب و باورهای خود دست‌کشد. اینرا هیچ انسان عاقلی نمی‌گوید. منظور از "تقریب" کوشش و تلاش فراوان و داوطلبانه و با رضایت و توافق در راستای کاستن از اختلاف‌ها در تشخیص وقایع تاریخی و موارد اختلافی مترتب بر آنهاست بگونه‌ای که این اختلاف‌نظرها به اختلاف‌هایی که روابط برادرانه میان مؤمنان را خدشه‌دار سازد نینجامد.

حصول توافق کلی درامور عقیدتی و فقهی در حال حاضر مطلوب هم نیست و نشانی هم وجود ندارد که این امر در آینده نزدیک و قابل پیش‌بینی تحقق پیدا کند، آنچه در این مرحله مطلوب است تلاش‌های هرچه بیشتر و فشرده‌تر به منظور توقف تعصّب‌ها و تنش‌هایی است که می‌تواند به برافروختن آتش فتنه مذهبی میان صاحبان یک قبله منجر شود و امکان گسترش آن در بخش‌های متعددی از جهان اسلام وجود دارد.

چالشی که امروزه با آن روبرو هستیم و وظیفه داریم با خردمندی و با روحیه همبستگی اسلامی با آن روبرو شویم، کوشش گروهی برای توافق در مواردی است که اختلاف در آنها جایز نیست و در آنچه باید اعتقاد به آن داشت یعنی ایمان به خداوند متعال و به پیامبراکرم (صلی‌الله علیه و آله وسلم) و قرآنی که هم اینک در اختیار تمامی مسلمانان است و کلام خداوند عزوجلی است که روح‌الامین بر قلب محمدبن عبدالله (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فروفرستاده و وجه مشترک همه مسلمانان و سرچشمه قدرت و شوکت و مقاومت امت اسلامی و بری از هرگونه خلل و نادرستی و نجات‌بخش از تفرقه و پراکندگی‌ها در همه سطوح است. از جمله لازمه‌های ایمان به قرآن مجید، پیروی از رهنمودهای آن در برخورد با مسلمانان گذشته و کنونی با روحیه برادری و عدم اهانت به آنها بویژه در مورد مهاجرین و انصاری که خدای از ایشان راضی بود و نیز عدم تکفیر اهل ایمان و قبیله واحد به دلیل اعتقادات فرقه‌ای یا تنگ‌نظری‌های مذهبی است.

"دکتر شیخ احمد الوائلی" در کتاب خود "هویة التشیع" می‌گوید: «می‌دانیم اصولی که اسلام یک مسلمان را مشخص می‌سازد همانی است که پیامبرخدا(ص) خود آنچنانکه در صحیح البخاری به نقل از "أنس بن مالک" آمده، معین کرده است. می‌گوید : رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید: هرکس نماز ما را بخواند و رو به قبله ما بایستد و از [گوشت] کشتار ما بخورد او مسلمانی است که حقش بر خدا و رسول است و شما نباید نسبت به حقش، با خدا تردید کنید.» همچنانکه "البخاری" به نقل از علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) آورده که او از پیامبراکرم (صلی‌الله علیه و آله وسلم) در روز خیبر پرسید : بر سر چه چیز با مردم بجنگم؟ حضرت (صلی‌الله علیه و آله وسلم) فرمود : با ایشان بجنگ تا آنگاه که گواهی کنند که "لااله الاالله و ان محمداً رسول‌الله" اگر چنین کنند خون خود را در برابر تو پﺎس داشته‌اند.» و امام جعفربن محمد صادق (علیه‌السلام) می‌فرماید :«اسلام شهادت لااله الاالله و تصدیق پیامبر خدا است و به همین است که خون‌ها پﺎس داشته شده و نکاح‌ها و ارث‌ها انجام شده و جماعت مردم نیز بر ظاهر آن بوده‌اند.» بنابراین صفت اسلام و مسلمانی برای کسی که قایل به شهادتین است روا می‌شود اعم از آنکه معتقد باشد که امامت، متنی از سوی خداوند متعال است و حقی الهی است یا قایل به شورا باشد و آنرا حق جماعتی بداند که در مورد هرکس که او را دارای شایستگی‌های لازم می‌دانند، درنظر می‌گیرند.[۷]

ایده "تقریب" این نیست که مردم را به یک مذهب فراخوانیم و شیعیان در مذهب اهل سنت یا اهل سنت در مذهب شیعه، ادغام شوند؛ مفهوم "تقریبی" که از آن سخن می‌گوییم و قبول داریم و بویژه در این مرحله بر آن پﺎی می‌فشاریم اینست که : «مسلمانان با مذاهب و فرقه‌های مختلف خود به نوع روشنی از همکاری مبتنی بر محبّت، اجتناب از تعصّب و عبور از هرگونه ناسزا و دشنام و دوری از بدگمانی نایل آیند؛ این روند می‌تواند راه اندیشیدن در فضایی آزاد و آرام و جستجوی حقیقت بی‌هیچ ترس و هراس و اضطرابی را هموار سازد و چنان شود که هیچ چیز مانع از بهره‌گیری سنی از دیدگاههای برادر شیعه خود یا بهره‌گیری شیعی از نظرات برادر سنی خود ـ مادام که همگی از یک آبشخور بهره می‌گیرند و یک اصل دارند‌ـ نگردد.»[۸]

"شیخ محمدحسین آل‌کاشف‌الغطاء" می‌گوید: «از میان برداشتن اختلاف میان مذاهب اسلامی و آنها را به صورت یک مذهب درآوردن، محال است زیرا اختلاف‌نظر و اختلاف داشتن از طبیعت آدمی است و آفریدگار جهانیان (سبحانه و تعالی) در سوره هود می‌فرماید: «وَلاَ یزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ ٭ إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ» (سوره هود ـ ۱۱۸) (در حالى كه پیوسته در اختلافند ٭ مگر كسانى كه پروردگار تو به آنان رحم كرده و براى همین آنان را آفریده است.) بنابراین تکفیر هیچ سودی در از میان برداشتن اصل اختلاف میان [پیروان] مذاهب ندارد. حداکثر چیزی که می‌توان بدان رسید از میان برداشتن علل و اسبابی است که باعث می‌شود این اختلافها به دشمنی و خصومت بیانجامند و برادری و نزدیکی و همدلی را جایگزین دوری و درگیری نمایند زیرا مسلمانان هرچقدر هم اختلافشان فزونی گیرد بهرحال در مورد شهادتین اتفاق نظر دارند و هرکس شهادتین بر زبان جاری سازد، اسلام را به عنوان دین پذیرفته و خون و مال و ناموسش در امان قرار گرفته و هرمسلمانی نیز با مسلمانان دیگر برادر است.»[۹] ولی آنچه بهرحال محال نیست کار و تلاش جدّی، خالصانه و هدفمند در جهت قطع ریشه فتنه‌های مذهبی است که اینک تبدیل به تهدید خطرناکی برای جوامع اسلامی در مناطق متعددی از جهان اسلام شده است.

این نظر بسیار خردمندانه‌ای از سوی یکی از علمای بزرگ و مراجع دینی شیعی است که در آغاز حرکت گروهی برای تقریب مذاهب اسلامی، از سوی وی بیان شد و دیدگاهی است که امروز پس از گذشت دهه‌ها ـ که تلاش‌های بعمل آمده توفیقی در ریشه‌کن ساختن فتنه فرقه‌ای نداشته است ـ تکرار آن درست و بجاست. گو اینکه در این فاصله آگاهی و آشنایی با ایده تقریب به گونه بسیار گسترده‌ای منتشر شده و گسترش یافته و همین امر ما را بر آن داشت تا پیش از سرگیری فعالیت اسلامی مشترک برای "تقریب" پیروان مذاهب اسلامی، فراخوانی به بازنگری و تأملی در این زمینه داشته باشیم.

اوضاع عمومی در جهان اسلام طی این مرحله بسیار حسّاسی که امت اسلامی در آن قرار دارد، مستلزم فعّال‌سازی کامل "راهبرد تقریب مذاهب اسلامی" یعنی سندی که سازمان کنفرانس اسلامی آنرا مورد تصویب قرار داد، از طریق حمایت از شورای عالی مشورتی و تحکیم تلاش‌های بعمل آمده از سوی شورا و گردآمدن پیرامون آن از سوی رهبران و مراجع دینی اسلامی است؛ به همین مناسبت آنانرا مورد خطاب قرار داده فرامی‌خوانیم تا در جوامعی که بدان وابسته هستند و حضور دارند به وظایف محوله عمل کنند و از فعالیت‌های مشترک اسلامی در این عرصه حیاتی، حمایت و پشتیبانی کنند و در دورساختن خطر جدّی از امت اسلامی بدنبال وخیم‌تر شدن پدیده درگیری‌های مذهبی و خدمت به اهداف سیاسی مشکوکی که هیچ ربطی به اهداف عالیه و مشترک مسلمانان و آنچه آنها برای تحقق آنها می‌کوشند ندارد، سهیم باشند.

ما هرگز از تأکید بر این نکته که به "تقریب" به عنوان یکی از ابزارهای نزدیکی و همزیستی و همبستگی در چارچوب برادری اسلامی میان همه عناصر امت، می‌توان از دیدگاه گفتگویی نگریست که همواره می‌کوشیم فرهنگ آنرا گسترش دهیم و نقشش را در تحقق همزیستی میان فرهنگها و تمدنها و پیروان ادیان تحکیم و تقویت بخشیم، دست برنخواهیم داشت؛ می‌توان "تقریب" را گونه‌ای گفتگوی اسلامی ـ اسلامی تلقی کرد که بی‌هیچ تردیدی از هر نوع گفتگوی خارج از حیطه اسلامی، مهمتر و بر همه آنها "مقدّم" و دارای اعتبار بیشتری است.

گفتگوی اسلامی ـ اسلامی، نوع بسیار فاخری از گفتگوست که امروزه با توجه به اهمیتی که به آن داده شده، تبدیل به زبان دوران شده است. بنابراین كوشش در راه "تقریب مذاهب اسلامی" نوعی "گفتگوی اسلامی ـ اسلامی" است و هدف بزرگ این گفتگو در درون جامعه بزرگ اسلامی است كه ما وظیفه داریم همه كوشش‌های خود را بكار گیریم تا از آن به عنوان محوری از محورهای فعالیت‌های مشترك اسلامی در همه سطوح بسازیم زیرا اختلاف‌ها از نظر بسیاری از پیروان مذاهب و فرقه‌های اسلامی ربطی به عقایدی كه خداوند ایمان به آنها را واجب ساخته و در قرآن كریم و حدیث نبوی صحیح آمده و خروج از آنها به مثابه خروج از دین است ، ندارد. لذا گفتگو در این عرصه‌ها هم جایز و هم مطلوب است و پدیده‌ای "بهداشتی" و از آن مهمتر انجام آن بر علما و فقهای امت واجب است زیرا هدف از آن وحدت كلمه و صف مسلمانان یعنی عین "تقریب" است.

با تحقق "گفتگوی اسلامی ـ اسلامی" كه اساسا هدف از آن نزدیك ساختن فرقه‌ها و بررسی علل اختلاف‌های آنهاست این اختلاف‌ها در فضایی آرام و بدور از تأثیرات خارجی یا تعصّب مطرح می‌شود و حقیقت مطلب روشن و بسیاری از علل و اسباب فاصله و جدایی میان صاحبان یك دین ، یك پیامبر ، و یك از میان می‌رود.[۱۰] اگر چنین كنیم می‌توان انتظار داشت كه مسلمانان به یكدیگر نزدیك شوند و متوجه گردند كه میان عقایدی كه باید به آنها ایمان داشت و معارف فكری كه دیدگاههای مختلفی درباره آنها وجود دارد و این دیدگاهها گزندی به عقاید مزبور نمی‌رساند ، تفاوت وجود دارد.[۱۱]

بنابراین دین به ما فرمان می‌دهد كه تفرقه و درگیری و اختلاف را از میان برداریم و به ریسمان الهی چنگ زنیم ، معنای آیات قرآنی زیر نیز همین است : «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ» (سوره آل عمران ـ آیه ۴۶) (... و درهم نیفتید كه سست شوید وشكوهتان از بین برود.) واین فرموده پیامبراكرم(ص) : «پس از من همچون گذشته خود كافر مشوید و گردن یكدیگر را مزنید.»[۱۲] ما با همه این متون از در مخالفت درآمدیم و به همین علت متفرق و پراكنده شدیم و با هم درگیری پیدا كردیم و به نام دین با هم به جنگ پرداختیم زیرا هركدام از ما راههای گوناگونی پیمودیم و هر گروه نسبت به راه و مذهب خود تعصب ورزید و در این راه با برادران مسلمان خود دشمنی كرد با این گمان كه به یاری دین شتافته است حال آنكه با متفرق ساختن مسلمانان ، به دین آسیب وارد كرده است.[۱۳] و حتی كار بجایی رسید كه در بسیاری جاها به زدن گردن یكدیگر پرداختیم.

اینک زمان آن فرارسیده که در گستره تقریب مذاهب اسلامی، حرکتی کیفی صورت دهیم و هر نوع موضع متعصّبانه‌ای که اهل قبله را تکفیر کند و مسلمانان را طبق دیدگاههای تنگ مذهبی تقسیم‌بندی نماید ردّ کنیم و کتاب‌های درسی و گفتمان دینی و سایت‌های تلویزیونی و الکترونیکی متعدد بویژه آندسته که منسوب به مراجع و علمای بزرگ هستند را از عبارات ناسزا و دشنام و اهانت و توهین به سمبل‌های این امت و سلف صالح آن پﺎکسازی نماییم و کارمان صادقانه، هماهنگ و برای رضای خدا و بدون هرگونه تقیه و ادعایی باشد و اختلاف گذشته‌های دور را به خداوند متعال واگذاریم تا او خود با عدل و رحمتش به محاسبه ﺑپردازد. نه آنکه به نبش قبر آنها ﺑپردازیم و یا نمک بر زخم‌های آنها بزنیم و به اختلاف‌ها و خلاف‌ها دامن زنیم.

این همان آیین و شیوه‌ای است که می‌توانیم رضای خداوندی را بدان کسب کنیم و وحدت امت خود را و تجانس عناصر مذهبی آنرا در چارچوب امت واحدی که خداوند متعال درباره‌اش اینگونه گفته است، تحقق بخشیم: « كُنتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ» (سوره آل‌عمران ـ ۱۱۰) (شما بهترین امتى هستید كه براى مردم پدیدار شده‏اید به كار پسندیده فرمان مى‏دهید و از كار ناپسند بازمى‏دارید و به خدا ایمان دارید.) و نیز: « فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا ینفَعُ النَّاسَ فَیمْكُثُ فِی الأَرْضِ» (سوره الرعد ـ۱۷) (اما كف بیرون افتاده از میان مى‏رود ولى آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمین [باقى] مى‏ماند.)

خداوند همه مؤمنان مخلصی را که نگران دین و امتش می‌باشند و طبق آنچه خیر و رستگاری آنها در هر دو جهان درآنست عمل کنند موفق و فیروز بگرداند. وصلی‌الله و سلم و بارک علی نبینا محمد و علی آله و صحبه و من تبع هداه و الحمدلله رب‌العالمین.

--------------------------------------------------------------------------------

[۱] ـ "شیخ محمدتقی قمی" در کتاب "ملف التقریب" (پرونده تقریب) نوشته "دکتر محمدعلی آذرشب" ، از انتشارات "مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی" ، تهران، ۱۳۷۹ﻫ.ش.

[۲] ـ شماره نخست مجله "رسالة الاسلام" در ربیع‌الاول ۱۳۶۸ﻫ.ق و شماره شصتم و آخر آن در رمضان ۱۳۸۲ﻫ.ق منتشر شد.

[۳] ـ "فی البناء الحضاری للعالم الاسلامی" (در ساختار تمدنی جهان اسلام) ، "دکتر عبدالعزیز بن عثمان التویجری"، جلد دهم، از انتشارات "ایسسکو"، ۲۰۰۸م.، رباط (مراکش).

[۴] ـ "ازمة الارادة و الوجدان المسلم : البعد الغائب فی مشروع اصلاح الامة" (بحران اراده و وجدان مسلمان : بُعد نادیده پروژه اصلاح امت) "دکتر عبدالحمید سلمان" به نقل از کتاب : "فی البناء الحضاری للعالم الاسلامی" جلد دهم، "دکتر عبدالعزیز بن عثمان التویجری".

[۵] ـ "الموسوعة الاسلامیة العامة" (دائرة‌المعارف عمومی اسلامی) صفحه ۴۰۸، شورایعالی امور اسلامی قاهره، ۲۰۰۱م.

[۶] ـ "التقریب بین‌المذاهب الاسلامیه" ، بخش نخست، صفحه ۴، مقالات اولین میزگرد سازمان اسلامی تربیت، علوم و فرهنگ (ایسسکو) پیرامون این موضوع در رباط ۱۸ ـ۱۶ ﺴپتامبر ۱۹۹۱. چاﭗ دوم، دارالتقریب بین‌المذاهب الاسلامیه، بیروت، ۲۰۰۳م.

[۷] ـ "دکتر شیخ احمد الوائلی" کتاب : (هویة التشیع) صفحات : ۵۷، ۵۸، دارالصفوة ، بیروت ۱۹۹۴م.

[۸] ـ شیخ محمود شلتوت امام اسبق ازهر شریف، در سخنانی که در مصاحبه با روزنامه ایرانی اطلاعات ایراد کرد. به نقل از کتاب (دعوة التقریب : تاریخ و وثائق) (فراخوان تقریب : تاریخچه و اسناد) صفحات ۲۱۹ به بعد. وزارت اوقاف مصر، قاهره ۱۹۹۱م.

[۹] ـ شیخ محمدحسین آل کاشف‌الغطاء، مجله "رسالة الاسلام"، شماره ۷، صفحه ۲۶۸ به نقل از کتاب "افکار للحوار" (اندیشه‌هایی برای گفتگو) نوشته دکتر عبدالعزیزبن عثمان التویجری، دارالشروق ـ قاهره ۲۰۰۶م.

۱ـ اولین بیانیه "جماعة التقریب بین المذهب الاسلامیه" ، مجله : "رسالة الاسلام" شماره ۱ ، قاهره ۱۹۴۹م.

۲ـ همان منبع.

۱ـ حدیث را "البخاری" روایت كرده است.

۲ـ "تفسیر المنار" : "شیخ رشید رضا" ، جلد دوم ، صفحه ۲۵۲ در تفسیر آیه : «ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ» (سوره بقره ـ آیه ۲۰۸) (... همگی به فرمانبرداری (خداوند) درآیید و از گام‌های شیطان پیروی نكنید كه او برای شما دشمنی آشكار است.)

 

 *منبع: مجمع تقريب مذاهب اسلامي 

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اطلاعات بیشتر درباره گزینه‌های قالب‌بندی

کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
1 + 13 =
Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.