بيداري اسلامي

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
دکتر مهدی گلجان
بیداری اسلامی از موج تا پارادایم قدرت

نخستین جرقه‌های موج جدید بیداری اسلامی در سال‌های اخیر با قیام مردم تونس علیه حکومت دیکتاتوری زین‌العابدین بن علی زده شد و دیری نگذشت که بخش زیادی از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا غرق در این جنبش گردید. وقوع انقلاب‌های مردمی در کشورهای عربی و آفریقا و سقوط حکومت‌های دیکتاتوری حسنی مبارک در مصر، معمر قذافی در لیبی، زین‌العابدین بن‌علی در تونس، علی عبدالله صالح در یمن و... علاوه بر ایجاد یک تغییر جدی در ساختار سیاسی امنیتی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا باعث شد بسیاری از تئوری‌های آکادمیک در حوزه علوم انسانی با چالش جدی روبرو شوند.

در این بین رسانه‌های غربی و صهیونیستی از جمله BBC، CCN، الجزیره و... تلاش بسیاری کردند که با استفاده از اصطلاحاتی چون «بهار عربی» یا «بیداری عربی» مانع از به کارگیری و جا افتادن اصطلاح «بیداری اسلامی» در ادبیات رسانه‌ای جهان شوند؛ اما هوشمندی مقام معظم رهبری در به کارگیری واژه بیداری اسلامی و تکرار آن مانع از تحقق این توطئه شد. ایشان بارها در سخنان خود خیزش مسلمانان کشورهای عربی و آفریقایی را بیداری اسلامی و مُلهم از انقلاب اسلامی ایران دانستند؛ از جمله دیدار با گروه‌های مبارز فلسطینی که فرمودند: «امروز در يك برهه‌ى حساس به سر مي‌بريم. اگر من بخواهم آن لُبّ تلقى و برداشت خودم را به شما عرض بكنم اين است كه مراكز استكبارى جهانى در مقابله با حركت اسلامى كه نماد واقعى‌اش جمهورى اسلامى است، آخرين تلاش‌هاى خودشان را مي‌كنند.» یا پیام به حجاج بیت‌الله حرام: «گسترش موج بیداری اسلامی در دنیای امروز، حقیقتی است كه فردای نیكی را به امت اسلامی نوید می‌دهد. از سه دهه پیش با پیروزی انقلاب اسلامی و تشكیل نظام جمهوری اسلامی، این خیزش پرقدرت آغاز شد و امت بزرگ ما بی‌وقفه پیش رفته و موانع را از سر راه برداشت است.»

موج بیداری اسلامی تنها به کشورهای اسلامی خاورمیانه و آفریقا محدود نشده و به تدریج به کشورهای اروپایی و آمریکا نیز سرایت کرده است. یک جریان اعتراضی گسترده در غرب به راه افتاده با عنوان «جنبش تسخیر» که معروف‌ترین آن جنبش تسخیر وال‌استریت است. هزاران نفر از مردم کشورهای اروپایی و آمریکایی در اعتراض به شرایط نامساعد اقتصادی، نابرابری‌های طبقاتی و بی‌عدالتی‌های حاکمان خود به خیابان‌ها آمده و خواهان تغییر و اصلاح امور هستند.

پروفسور «خوان مارتوس» رییس دپارتمان اسلام و عرب دانشگاه کمپلوتنسه مادرید در خصوص این اعتراض‌ها و جنبش‌ها می‌گوید: موج جدیدی از رویکرد به اسلام دنیا را فرا گرفته است. حتی موج تبلیغاتی که علیه اسلام صورت گرفته (اسلام‌هراسی) موجب شده مردم به شناخت این دین تمایل داشته باشند. انقلاب‌های کشورهای عربی که بعضی آن را بهار عربی خوانده‌اند، نشان می‌دهد بیداری اسلامی جهان را فرا گرفته و حتی موج این بیداری به اروپا و کشورهای غربی کشیده شده است. این همان چیزی است که صهیونیسم جهانی از آن وحشت دارد.

جنبشی که طی 3 سال اخیر بسیاری از کشورهای عربی و آفریقایی را درنوردیده و حتی دامنه آن به اروپا و آمریکا هم کشیده شده یک‌باره و ناگهانی اتفاق نیافتاده؛ بلکه ریشه در حرکتی دارد که بیش از 150 سال پیش توسط سید جمال‌الدین اسدآبادی پایه‌گذاری شد و از آن به عنوان موج نخست بیداری اسلامی یاد می‌شود.

سید جمال 150 سال پیش تنها راه نجات مردمان شرق و به ویژه مسلمانان دربند استعمار را «بیداری» یعنی بازگشت به اصول و مبانی اسلام ناب مطرح کرد. او بیداری مسلمانان از خواب غفلت چندین ساله را تنها راه نجات و رستگاری دنیوی و اخروی آنان می دانست؛ راهی که یک طرف آن نجات زندگی مادی و طرف دیگر آن معنویت و روحانیت است.

سید جمال چند محور را به عنوان اساس و بنیاد بیداری اسلامی مطرح می‌کند که هنوز پس از گذشت بیش از یک قرن، راهبرد مبارزه برای استقلال، توسعه و پیشرفت در جهان اسلام است. نخستین محور مبارزه با استبداد و خودکامگی مستبدانی است که فرعون‌وار بر کشورهای اسلامی حکومت می‌کنند. گام بعدی بازگشت به اسلام اصیل و اولیه است، اسلام بدون بدعت و خرافات؛ همچنین لزوم بازگرداندن روحیه جهاد و مبارزه به جامعه اسلامی.

گام سوم مبارزه با استعمار خارجی است؛ استعمارگرانی که یکی از دلایل عقب‌ماندگی کشورهای اسلامی هستند. نکته دیگری که اسدآبادی به آن اشاره می‌کند و مساله امروز بیداری محسوب می‌شود، حفظ اتحاد جهان اسلام است. مقصود وی نه اتحاد مذهبی، بلکه اتحاد سیاسی بود برای تشکیل جبهه واحد علیه استعمار.

موج دوم در قرن بیستم و توسط امام خمینی(ره) بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران و در قالب انقلاب اسلامی رخ داد. نهضت اسلامی امام خمینی(ره) اوج تمام حرکت‌ها و جنبش‌های اسلامی تاریخ اسلام و تشیع و تبلور همه آمال و آرمان‌های انقلابی نهضت‌هایی بود که پیش از این به وقوع پیوسته بود. نهضت امام خمینی ریشه در مدینه‌النبی و تمدن اسلامی داشت و بازگشتی به عزت و عظمت از دست رفته مسلمانان محسوب می‌شد. امام خمینی با تکیه بر فقاهت اصیل اسلامی و شناخت کامل از مختصات تمدنی اسلام و همچین اشراف بر وضعیت مسلمانان و آخرین ترفندهای غرب، در مسیر احیاگری گام نهاده و رسالت خویش را به کامل ترین شکل ممکن به انجام رساند. الگوی دینی و تمدنی امام خمینی(ره) که ریشه در آموزه های اسلامی دارد، پاسخ‌های مناسبی برای نیازهای بشر ارایه کرده و همین جامعیت باعث شده این الگو از اسلام سیاسی بتواند مسیر خود را در جوامع بشری ادامه داده و در جهت تحقق عینی قرار گیرد.

در حال حاضر نیز موج سوم بیداری اسلامی در جهان اسلام ایجاد شده؛ موجی که حکومت‌های دست‌نشانده استبدادی را گرفته و بسیاری از آن‌ها را به سرنگونی کشانده است. ویژگی مهم موج سوم این است که موجب سقوط دیکتاتورهایی شده که بیش از 30 سال با قدرت و ایجاد رعب و وحشت فراوان حکم‌رانی کردند اما چون پیمانه صبر مردم‌شان لبریز گردید، در کمتر از چند ماه طومارشان در هم پیچیده شد.

با توجه به شرایط جهان امروز و به ویژه آگاهی روزافزون مسلمانان جهان، انتظار می‌رود این موج با پشتوانه انقلاب اسلامی ایران جلوه جدیدی از تمدن اسلامی را شکل داده و به پارادایمی برای مقابله با پارادایم مسلط غرب یعنی جهانی‌سازی تبدیل شود.

آنچه در بیداری اسلامی و به ویژه موج سوم آن نمود پیدا می‌کند حرکت مسلمانان به سمت مقابله با نظام سلطه و حکومت‌های وابسته آن و اصلاح یا جایگزینی آن با یک حکومت مبتنی بر اصول اسلامی و مردم سالاری است. موج سوم بیداری اسلامی نوید حرکت مسلمانان به سمت شکل‌گیری امت اسلامی بر پایه تئوری «پارادایم قدرت» را می‌دهد.

امت اسلامی مفهومی پیچیده و ترکیبی از آرای مختلف مفسران در دوره‌های مختلف است که تاکنون به جز تجربه‌ی امر خلافت نتوانسته است وجه تعیّنی بیابد. این مفهوم بیشتر در ادبیات مصلحان آرمان‌گرای جهان اسلام در دوره‌ی معاصر مانند سیدجمال‌الدین اسدآبادی به کار رفته و ادبیات آن مفهومی رایج برای برخی صورت‌بندی‌های تئوریک در ادبیات سیاسی متفکران اسلامی شده است. اجرایی شدن مفهوم امت اسلامی در ابتدا نیازمند تئوری‌پردازی منسجم و سپس مجریانی است که همراه با تحولات جهان اسلام یک دل و یک زبان در راه اجرای آن بکوشند. هر چند تحقق مفهوم امت اسلامی با دشواری‌هایی همراه است، اما همان گونه که مردمان جهان نظاره‌گر تحولات فوری در کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه و آفریقا بودند، تسریع در شدت‌گیری این چارچوب دور از واقعیت نیست.

اساساً مفهوم «پارادایم قدرت» متفاوت از مفهوم «پارادایم» در نظریه «توماس کوهن» و برخی دیگر مانند «شلدون ولین» است1. از نظر مفهومی«پارادایم قدرت» برای اشاره به «ساخت قدرت مسلط در یک جامعه» (همچون پارادایم قدرت جمهوری اسلامی) و توضیح رابطۀ این ساخت قدرت (یا پارادایم قدرت) با جامعه و نیروهای اجتماعی به کار می‌رود. مطابق این رهیافت، هر پارادایم قدرت دارای عاملیت و ساختار منحصر به‌فرد و قیاس ناپذیری از هر پارادایم قدرت دیگری است. پیشرو یک پارادایم قدرت مانند امام‌خمینی(ره) در پارادایم قدرت جمهوری اسلامی، پایه‌گذار آن پارادایم قدرت به شمار رفته و در عین حال، نقطۀ عطفی در تاریخ تحولات یک جامعه (مانند جامعة ایران معاصر) محسوب می‌شود. نظریات و اندیشه‌های بنیان‌گذار یک پارادایم قدرت به تدریج هستۀ مرکزی و سخت آن پارادایم قدرت یا «علّیت های ساختی آن» را شکل می‌دهد و این نظریات و اندیشه‌ها توسط «شارحان اصلی آن پارادایم قدرت» تفسیر و گسترش داده می‌شوند2. در نتیجه، بنیان‌گذار یک پارادایم قدرت و نیز شارحان اصلی آن به عنوان عاملان اصلی یک پارادایم قدرت، بر اساس «نظام معرفتی، منظومه شناختی و تجارب ادراکی خود»، به تولید ارزش‌های جدید و تبیین بیش از پیش محتوای علّیت‌های ساختی یا هستة مرکزی و سخت آن پارادایم قدرت می‌پردازند. این نظام معرفتی خود «خصلتی تاریخی» داشته و اساساً از منابعی همچون «رسم و سنت» (همچون رسم و سنت‎های اسلام سیاسی در پارادایم قدرت جمهوری اسلامی) از یک سو و «تصویر ذهنی ناشی از ساخت طبقه‌ای» سرآمد و شارحان اصلی پارادایم قدرت (مانند قشربندی و خاستگاه اجتماعی و اقتصادی سرآمد و شارحان اصلی پارادایم قدرت جمهوری اسلامی) از سوی دیگر تاثیر می‎پذیرد.

مثال بارز این تعریف انقلاب اسلامی ایران است. امام خمینی(ره) با پی‌ریزی انقلاب اسلامی بر پایه ابزار معنوی، ساختار نظام سلطه را که بر اساس ابزار قدرت مادی شکل گرفته بود برهم زده و با تکیه بر ولایت فقیه، ترجمانی تازه از پارادایم قدرت ارایه کرد و موجب تحولات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شد. امام‌خمینی(ره) در یکی از سخنرانی‌های خویش در سال 1361 درباره این دستاورد بزرگ می فرماید: «ما اسلام را در اینجا زنده کردیم. پیش‌تر نامی از اسلام بود ولیکن نه تنها اسلام اصل نبود؛ بلکه می‌خواستند اسلام زدایی کنند.»

این دستاورد به حدی اهمیت دارد که مقام معظم رهبری آن را یکی از دو کار بزرگ انقلاب معرفی کرده‌اند: «انقلاب اسلامی در حقیقت دو کار بزرگ انجام داده است، یکی تشکیل نظام اسلامی و دیگری زنده کردن هویت اسلامی در دنیا(20/11/74)»

بدین ترتیب هر پارادایم قدرت تقویت‌کنندۀ نظم و الگوی خاصی از هویت و مشروعیت در جامعه یا زمینۀ اجتماعی خود است که با شیوۀ خاصی از نظام معرفتی، منظومۀ شناختی و تجارب ادراکی سرآمد آن پارادایم قدرت و شارحان اصلی آن مرتبط و مقارن بوده و آن پارادایم قدرت را از پارادایم‌های دیگر متمایز می سازد. در اسلام خصوصا مکتب تشیع، پارادایم قدرت به امام - پیامبر - خداوند متصل است. عناصر سازنده آن نیز حزب خدا یا حزب‌الله و جندالله هستند. هر چند ممکن است بعضی‌ها با تعابیر و عملکرد سوء خصوصاً در مورد جندالله و القاعده راه را بر ارایه یک تفسیر مطلوب و تصویری دل‌نشین بسته باشند؛ ولی همیشه سوءتعبیر اصل و اساس را تخریب نمی‌کند.

علّیت‎های ساختی یک پارادایم قدرت را باید به مثابه یک کلّ ساختاری تلقی نمود که اولاً؛ میان عناصر سازندۀ آن کل مناسباتی پویا و روابطی نیرومند وجود دارد و ثانیاً؛ به دلیل وجود ارتباط درونی میان این عناصر یا علّیت‌های ساختی، هر گونه تغییر و دگرگونی در یک جزء یا ساختار، تغییرات و دگرگونی های متناسبی را در دیگر عناصر علّیت های ساختی در پی خواهد داشت3.

در شرایط کنونی پارادایم قدرت مسلط در فضای بین‌الملل پارادایم قدرت مستقر در جامعه آمریکا و نیز جوامع اروپایی است. در مقابل در جوامع مختلف به ویژه در خاورمیانه و آفریقا پارادایم‌های قدرت ضعیف و حاشیه‌ای وجود دارد که برخی از آن‌ها وابسته به پارادایم قدرت مستقر و مسلط در فضای بین‌الملل بوده و برخی نیز مقابل آن ایستاده‌اند. بنا بر تئوری «پارادایم قدرت» می‌توان اذعان نمود بیداری اسلامی در حال حاضر عاملی برای همبستگی پارادایم‌های قدرت ضعیف و حاشیه‌ای و تشکیل یک پارادایم قدرت واحد با ویژگی‌های امت اسلامی است. جنبش بیداری اسلامی متشکل از عامه مردم و مراجع آن‌ها از جمله مصلحان، نخبگان و روشنفکران وابسته به عامه‌ی ملت، در قالب پارادایم بیداری اسلامی نوعی منازعه‌ی تاریخی و کشمکش دایمی با پارادایم مستقر و مسلط بین‌المللی خواهد داشت. این منازعه به دلیل مطالبه برای احیا و بازسازی تمدن اسلامی شکل خواهد گرفت و پارادایم قدرت مسلط کنونی و ساختار یا نظم مورد نظر آن را دست‌کم در خاورمیانه به چالش خواهد کشید (همان‌طور که اکنون نیز این اتفاق افتاده است).

البته پارادایم قدرت امت اسلامی نیاز به یک موسس یا رهبرانی دارد که نقطه‌ی عطفی در تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی خاورمیانه باشند (همانند اتفاقی که در مورد انقلاب اسلامی ایران و رهبری امام خمینی(ره) افتاد) و این سرآمد و به تبع آن شارحان اصلی باید ساختار هویت و مشروعیت این پارادایم قدرت را در چارچوب نظام معرفتی خاص خود تعریف و تبیین نمایند. سرآمد و شارحان اصلی این پارادایم قدرت باید عمدتا جهانی و بر اساس تمدن اسلامی (بشارت قرآن به متقین) بیاندیشند و اندیشه‌ای جز اصلاح (در مقابل افساد قرآنی) نداشته باشند. مبنای ساختاری این پارادایم قدرت جامعه‌ی اخلاقی و نورانی بر مبنای آموزه‌های توحیدی قرآن است و نقطه‌ی کانونی آن ایجاد عدالت، عقلانیت، دانش و توجه به وجوه مادی و معنایی انسان خواهد بود. بیداری اسلامی بیش از هر چیزی در جستجوی راه‌کاری اسلامی برای معضلات و گره‌های کور کشورهای اسلامی است؛ جستجوی کرامت، عزت، سیاست، اقتصاد و... در درون فرهنگ و تمدن اسلامی خویش، نه با عاریت گرفتن از سایر فرهنگ‌ها و تمدن‌ها.

پی نوشت

  • 1. ستاری، سجاد، پارادایم قدرت به مثابه رهیافت نظری جدید و جایگزین نظریات دولت و نظام سیاسی، فصلنامه پژوهشنامه علوم سیاسی، سال ششم، شماره 3، شهریور 1390، صص73-45
  • 2. همان
  • 3. همان

منابع:

  • 1. طباطبایی، محمد محیط، 1352، نقش سید جمال‌الدین اسدآبادی در بیداری مشرق زمین، قم، دارالتبلیغ اسلامی
  • 2. ملکوتیان، مصطفی، 1387، بازخوانی علل وقوع انقلاب اسلامی در سپهر نظریه‌پردازی‌ها، تهران، سازمان انتشارات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی
  • 3. اعلمی فریمان، هادی، آیا امت اسلامی می تواند در قالب نظریه‌ی پارادایم قدرت ساخته شود؟

 

منبع: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اطلاعات بیشتر درباره گزینه‌های قالب‌بندی

کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
11 + 0 =
Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.