استراتژی های داعش

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
استراتژی های داعش

خاورمیانه همواره در سال های اخیر مهمترین محمل برای اخبار سیاسی در سطح جهان بوده است. منطقه ای که به سبب نوع مناسبات و جو حاکم بر آن، با بسیاری از مناطق جغرافیایی دیگر تفاوت های اساسی دارد به گونه ای که بررسی شرایط آن، نیاز به فهم درستی از رفتار بازیگران دولتی و غیر دولتی فعال و موثر در معادلات آن دارد.

پیدایش گروهی با نام دولت اسلامی یا داعش، متغیری است که می تواند بسیاری از معادلات منطقه ای را دگرگون کند. نقش داعش بر روابط ایران و آمریکا، نقش داعش در مذاکرات هسته ای ایران، نقش داعش بر محور مقاومت در منطقه، نقش داعش در روابط ایران و عربستان، تاثیر حضور داعش بر نفوذ ایران در عراق، و ... موضوعاتی است که بررسی آن برای محققان ایرانی ضروریست. موضع گیری های مقام معظم رهبری (مد ضله العالی) در مورد این موضوع نشان از اهمیت بالای این موضوع در آینده ی کشور دارد.

 این گزارش به بررسی مسائل پیرامون ظهور و تحرکات داعش و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران می پردازد و نهایتا با ارائه ی راهبردهای لازم، تلاش دارد کمکی هر چند ناچیز به نظریه پردازان حوزه ی سیاست خارجی کشور بنماید.     

 

 

 

 

 

 

دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد داعش:

رهبری در صحبت هایشان پیرامون موضوع داعش چند محور مهم را برای تحلیل به کارشناسان معرفی نموده اند. اولین محور، مبدا و منشا پیدایش داعش است: "اینها [قدرتهاى غربى و عوامل منطقه‌اى آنها] اعتراف می کنند که این جریانها [جریان القاعده و داعش و ...] را اینها به راه انداخته‌اند؛ اگر هم اعتراف نکنند ما شواهد داریم، ما می دانیم."[1]

"اگرچه غربی‌ها و به‌ویژه آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند که این جریان‌ها به آنها ارتباطی ندارند، اما بر اساس شواهد مختلف، تردیدی وجود ندارد که این جریان‌ها به دست قدرت‌های غربی و عوامل منطقه‌ای آنها ساخته شده‌اند."[2]

پس یکی از عوامل مهم ظهور داعش را طبق فرمایشات مقام معظم رهبری میبایست استراتژی غرب در منطقه دانست. این بحث نشان دهنده ی آن است که داعش با دلیل و هدفی خاص مورد حمایت غرب و عوامل منطقه ای آن قرار گرفته است. شناسایی چرایی این حمایت در بخش دیگر سخنان مقام معظم رهبری که محور دوم بحث ما نیز هست پاسخ داده می شود:  

"آن‌ها القاعده و داعش را برای تفرقه‌انگیزی و «مقابله با جمهوری اسلامی» ایجاد کردند، اما اکنون دامن خودشان را گرفته است."[3]

پس غرب و کشورهای حامی آن در منطقه، با هدف ایجاد تفرقه و فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی زمینه را برای ظهور داعش مهیا کرده اند.  اینکه داعش چگونه می تواند جمهوری اسلامی ایران را از جنبه های گوناگون تحت فشار قرار دهد امری است که ضرورتا می بایست مورد تحقیق و بررسی پژوهشگران داخلی قرار گیرد. این گزارش در حد وسع به این پرسش پاسخ خواهد داد.

محور سومی که در این گزارش در سخنان حضرت آیت الله خامنه ای شناسایی شده است آن است که "اکنون داعش دامن خودشان را گرفته است" بدان معنا که داعش برای غرب از یک فرصت به یک تهدید-فرصت تبدیل شده و طبیعتا برای جمهوری اسلامی از یک تهدید به یک فرصت –تهدید. شاخص های این امر نیز در این گزارش مورد توجه واقع خواهد شد.

محور چهارم و آخر بحث در باب ائتلاف صورت گرفته علیه داعش است. در بخشی از سخنان مقام معظم رهبری آمده است: "نظر دقیق و تحلیلی به این حوادث نشان می‌دهد آمریکا و هم‌پیمانانش در تلاش‌هایی که به‌ دروغ مواجهه با داعش اسم‌گذاری کرده‌اند، بیشتر از آن که در صدد نابودی نطفه‌های این جریان باشند، متوجه تفرقه‌انگیزی و ایجاد دشمنی میان مسلمانان هستند." [4]

موضع ایشان در قبال ائتلاف علیه داعش بسیار شفاف است و بارها در سخنان مختلف مورد تاکید واقع شده است. برخی از فرمایشات ایشان در پی می آید:

ما اطمینان و اعتمادی به صداقت گویندگان این حرف‌ها نداریم و معتقدیم موضوع داعش و تروریسم باید به‌ وسیله‌ی کشورهای منطقه علاج شود.[5]

  چه افتخارى بالاتر از این براى ما که آمریکا در یک کار دسته‌جمعى، در یک کار خلافِ غلطى که دارند انجام می دهند، از ما مأیوس باشد و نخواهد که ما باشیم؛ این براى ما مایه‌ى افتخار است، مایه‌ى تأسّف نیست. [6]

داعش و معادلات حاکم بر منطقه:

سالیان اخیر، سالهای رقابت دو اتحاد بزرگ در منطقه بوده است. محور مقاومت ایران،سوریه، حزب الله و جبهه ی نزدیک به غرب شامل قدرت هایی چون عربستان، مصر و قدرت نوظهور قطر. پس از حمله ی عربستان به عراق این ایران بود که هوشمندانه نفوذ خود در بغداد شیعه را افزایش داد و عربستان صرفا موضع یک معترض را به خود گرفت. از همین جا بود که بحث هلال شیعی به عنوان خطری بزرگ برای جهان عرب مطرح شد. پس از جریانات مربوط به بهار اسلامی و حذف مصر از جرگه ی متحدین عربستان، هر چند به طور موقت، عربستان با دخالت در بحران سوریه در صدد کاهش قدرت هلال شیعی برآمد. سوریه به عنوان یکی از پایه های مهم محور مقاومت دچار بحران داخلی و خارجی شد. شدت بحران سوریه، ضمن کاستن از میزان تاثیرگذاری این کشور در منطقه زمینه ظهور گروه هایی را مهیا ساخت که داعش یکی از آنهاست. علاوه بر ظهور این گروه ها، نقشی که ترکیه، عربستان، و قطر علیه دولت بشار ایفا کردند از طرفی، و حضور ایران و حزب الله در جبهه ی حامیان بشار، رودررویی این دو اتحاد را علنی تر ساخت. داعش در آن برهه اگر مورد حمایت برخی کشورهای منطقه ای و غیرمنطقه ای  قرار نمی گرفت امروز هرگز این شرایط را نداشت، در واقع خطری که امروز تمام منطقه را تهدید می کند، محصول کج اندیشی برخی کشورهای منطقه بود. تامین تسلیحات لازم نظامی، تسهیل تردد و ... امکاناتی بود که از سوی این کشورها در اختیار داعش قرار گرفت.

بحران سوریه، علی رغم تمام آسیب های زیربنایی که به دولت وارد آورد اما نهایتا منجر به سقوط بشار اسد نشد. این یعنی آنکه طرح ترکیه و عربستان برای براندازی اسد ناتمام ماند و به طور مقطعی ایران برنده ی آن بازی بزرگ بود.

پس از این بحران بود که نیروهای داعش از سوریه به عراق منتقل شدند و با اتحاد با برخی گروه های ناراضی داخلی عراق و استفاده از زمینه های اجتماعی و اختلافات مذهبی موجود قدرتی یافت که امروز مهار آن دشوار می نماید. اگرچه داعش امروز بدون تردید یک خطر منطقه حتی برای حامیان گذشته ی آن محسوب می شود اما در پاره ای از مواقع سیاست های برخی کشورهای منطقه ای به ویژه ترکیه در قبال آن دوگانه می نماید. در جریان جنگ داعش با کردهای کوبانی سیاست های ترکیه در حمایت از داعش به گونه ای بود که حتی اعتراضات داخلی را در ترکیه در پی داشت. باید دانست "بخشی از نیروهای کرد که بخشی از سوریه را در اختیار دارند، شاخه ای از پ.ک.ک به حساب می آیند که با دولت ترکیه مشکل داشته و دولت ترکیه نیز به گونه ای با ارتباط با داعش، سعی بر از بین بردن کردها را دارد". این یکی از دلایل ترکیه برای حمایت از داعش است. علاوه بر این داعش بهانه ی بسیار خوبیبرای حمله به خاک سوریه فراهم می آورد و سوریه را همچنان در بحران نگه داشته و دست دیگر کشورها را برای دخالت در آن –به بهانه ی مبارزه با داعش- باز نگه می دارد. از این جهت نابودی داعش به نفع ترکیه نیست چرا که این کشور خواهان روی کار آمدن یک دولت سوری متحد ترکیه، به جای دولت بشارِ متحد ایران و حزب الله  می باشد. به دلایل مذکور، داعش ابزاری بسیار مناسب برای نیل به چنین هدفی است.

الف) داعش و عربستان

عربستان از آمریکا انتظار داشت اقدامات سخت افزاری در قبال سوریه انجام دهد، اما آمریکا رویه و راه حل سیاسی و دیپلماتیک را در پیش گرفت. بنابراین فرایند رویدادهای سوریه، دستاورد نسبی برای ایران و نافرجامی را برای عربستان در پی داشت. پس از آن عربستان اعلام کرد دیپلماسی مستقل خود را در منطقه پیگیری خواهد کرد. حضور داعش در عراق با توجه به اظهارات مالکی که معتقد بود ساخته و پرداخته عربستان است، نشان از پیروزی نسبی برای آل سعود داشت.[7]

سعودی ها علی رغم سیاست هایشان در قبال سوریه که زمینه ساز قدرت گیری داعش بوده است، و قاعدتا میبایست حال در جهت منافع آنان باشد اما امروزه از جانب این گروه احساس خطر می کنند.ولید بن طلال، شاهزاده عربستانی در مصاحبه با شبکه خبری سی ان ان اظهار کرد: زمانی که آتش جنگ در سوریه شعله ور شد، عربستان، کشورهای عربی و تعداد زیادی از کشورهای جهان شروع به حمایت از گروه هایی کردند که سعی در سقوط نظام سوریه داشتند اما متاسفانه در نتیجه حمایت های آنان داعش متولد شد.

زمینه ی اجتماعی رشد داعش در عربستان از هر حیث مهیاست. هم به لحاظ ایدئولوژی داعش در عربستان هوادارانی دارد و هم به سبب وجود نارضایتی های اجتماعی مردم از حاکمیت، داعش می تواند عربستان را هدف قرار دهد. داعش توان نفوذ در مناطق کاملا سنی را دارد و به عکس در کشورها با شهرهای شیعه نشین دارای قدرت لازم نیست. سرایت داعش به عربستان از لحاظ نظامی شاید در حال حاظر بعید جلوه کند اما از نظر اجتماعی این احتمال وجود دارد.

 داعش و القاعده مقصد بعدی خود را اردن اعلام کرده اند. در تازه ترین تحولات نظامی صورت گرفته در اردن دولت  دستکم 3 هزار نیرو را در قالب شبه نظامیان مرزبان در مرزهای خود با عراق و سوریه با هدف جلوگیری از نفوذ گروه داعش و تروریست های مرتبط با القاعده به خاک آن کشور مستقر می کند. اگر فرض کنیم داعش بتواند بر نیروهای اردن فائق آمده و در این کشور به قدرت لازم برسد عملا مرزهای شمالی عربستان مورد تهدید نظامی این گروه خواهد بود. بدین طریق داعش برای عربستان از یک فرصت به یک چالش جدی مبدل می شود. اما با فرض اینکه داعش به هر طریق به اردن نفوذ پیدا نکند، همچنان برای عربستان یک تهدید-فرصت است. فرصت از این جهت که عربستان با بهره گیری از داعش در پی ایجاد ایران ستیزی بیشتر در منطقه است. اما ورود داعش به اردن کفه ی تهدید را برای عربستان سنگین تر خواهد کرد.

از سوی دیگر ایران و عربستان هردو اهمیت عراق را درک کرده اند و هر کدام در پی آنند که در صورت شکست داعش، عراق حوزه ی نفوذ آن کشور باشد. با توجه به جو شیعی عراق، ایران شانس بیشتری را برای نفوذ به خود اختصاص می دهد و همین کار عربستان را سخت کرده است. علاوه بر آن زمانی که دولت عراق از کشورهای منطقه درخواست کمک کرد ایران تنها قدرتی بود که به کمک دولت عراق رفت. یکی از راه های عربستان برای مقابله با ایران در عراق، افزایش حجم ایران هراسی است، که هم امری زمان بر است و هم مقاومت ایران را در پی خواهد داشت. علاوه بر آن سپاه بدر از نیروهایی است که تجربه فعالیت در عراق را داشته و باز هم می تواند در ایجاد امنیت در عراق به کار آید.

 

ب) داعش و غرب

موضوعی که به عنوان محور سوم فرمایشات مقام معظم رهبری بدان اشاره شد، این است که اکنون داعش به عنوان یک چالش برای حامیان گذشته اش مطرح است. در مورد عربستان در بخش قبل به طور مفصل سخن رفت، و بیان شد که داعش از یک فرصت برای عربستان به یک فرصت-تهدید تبدیل شده و می تواند به یک تهدید تبدیل شود. همین معادله برای غرب نیز صادق است. زمانی که غرب با حمایت از گروه های مخالف دولت بشار و زمینه چینی برای برای رشد آنها به دنبال سقوط دولت بشار بود بارها توسط مسئولین جمهوری اسلامی این هشدار داده شد که روزی این گروه ها دامن خود شما را خواهند گرفت.

ترکیب نیروهای داعش ، ترکیبی چند ملیتی است و شاید بیش از 40 درصد نیروهایی که در قالب گروه تروریستی داعش فعالیت می کنند از اروپا و امریکا وارد شده اند. این موضوع خطرناک ترین موضوع ممکن برای غربیست که همواره در شعارهایش تروریسم را محکوم کرده است. بازگشت این جمعیت به محیط اجتماعی آمریکا و اروپا و انجام عمیات تروریستی یک خطر بسیار مهم است اما مهمتر از آن اینست که این افراد در بازگشت خود به غرب به صورت شبکه ای افراد دیگر را با اندیشه های تروریستی آشنا می کنند و این روند می تواند هزینه های کلان مالی، جانی، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی را برای غرب در پی داشته باشد. شاید تنها راه غرب برای جلوگیری از این ماجرا ایجاد مانعی برای بازگشت این افراد به کشورشان باشد که البته اگر نگوییم غیر ممکن اما بسیار سخت است.علاوه بر آن داعش نشان داده است که می تواند هنوز هم دختران جوان غربی را جذب خود کند. کاری که بارها انجام داده است. بسیاری از تبلیغات داعش برای جذب نیروهای جوان و به ویژه دختران جوان بوده است. نیروهای جوان می توانند ادامه یافتن جنبش را تضمین کنند. از طرفی اما ورود هر یک جوان غربی به داعش چندین و چند نفر دیگر را به کنجکاوی در مورد داعش و خواسته های آنان سوق می دهد، امری که باز هم ساختار اجتماعی غرب را از پایه تهدید می کند.

علاوه بر خطراتی که داعش از لحاظ اجتماعی برای غرب در پی دارد، از ابعاد اقتصادی و سیاسی نیز میتواند غرب را تهدید کند. برخی منافع سیاسی و اقتصادی آمریکا در عراق مانند هم پیمانی با کردها و میادین نفتی سودمند برای این کشور، شدیدا از سوی داعش به چالش کشیده شد و همین امر آمریکا را وادار به دخالت هوایی و فعالیت های انسان دوستانه کرد. باید در نظر داشت که رفتار آمریکا در قبال کردها ناشی از یک تغییر در استراتژی و نگرش آنها به داعش نبود بلکه به سلسله ی منافع ملی آمریکا مرتبط بود. به عنوان مثال نواحی اطراف اربیل "هاب کمپانی های نفتی ایالات متحده" است.در حقیقت شهر 1.5 میلیون نفری اربیل مرکز اجرایی صنعت نفت منطقه ای کردستان و تولید کننده یک چهارم نفت عراق در سراسر کشور است. ذخایر نفتی این منطقه بسیار وسیع هستند به طوری که کردها اغلب ادعا می کنند در صورتی که بتوانند از عراق جدا شده و کشور مستقل خود را تاسیس کنند به نهمین تولید کننده بزرگ نفت در جهان تبدیل خواهند شد.[8]

نکته ی دیگری که باید بدان توجه کرد آن است که آیا طبق ادعای غرب، داعش به لحاظ تئوریک محصول سلفی گری اسلامی است؟ آیا داعش یک گروه مسلمان با اندیشه های خشونت طلب است؟ در این میان نکاتی وجود دارد که کمتر بدان توجه شده است. "در عراق شهرهایی که اکنون توسط داعش کنترل می شود همان شهرهایی هستند که بیشترین مقاومت را در برابر سرکوب آمریکا نشان دادند و بعدها نیز بیشترین نافرمانی را در برابر دولت جدید حاکم از خود بروز دادند. به نظر می رسد ویرانی هایی که این شهرها تجربه کرده اند تنها سبب افزایش نافرمانی ساکنین آن ها شده است. فلوجه، اولین شهر عراق که به دست داعش افتاد، در جریان حملات آمریکا در سال ۲۰۰۴ویرانی زیادی را تجربه کرد. این شهر هنوز هم با میراث شوم این جنگ، از افزایش نرخ ابتلا به سرطان و جهش های ژنتیکی گرفته تا اختلالات بدو تولد و امراض دیگر حاصل از اورانیوم ضعیف شده موجود در تسلیحات آمریکایی دست و پنجه نرم می کند. در موصل بسیاری از افرادی که تابستان گذشته به داعش پیوستند پیشتر زندانی دولت عراق بودند. شمار این زندانیان به هزاران نفر می رسید و در بین آن ها افرادی بودند که به صورت مسالمت آمیز علیه دولت نوری المالکی تظاهرات و تحصن کرده بودند"[9] این شواهد حاکی از آن است که از منظری میتوان داعش و موقعیت امروزش را واکنشی به حمله ی آمریکا به عراق و سیاست های بعدی آن دانست. در واقع آمریکا با تاکید بر سلفی گری به دنبال آن است تا این واقعیت را که اوضاع امروز عراق نتیجه ی حمله و دخالت های آمریکا در این کشور است را بپوشاند.

مورد دیگر آنکه تأکید بیش از حد بر سلفی گری سبب شده است که معمای پیوستن مبارزان خارجی به داعش در پرده ابهام بماند. در اینجا نیز هرگونه انگیزه ای به جز اجابت دعوت مبلغ سلفی به اسلام راستین و آرزوی پیوستن به خلافت اسلامی نادیده گرفته شده است.[10] اما آیا به راستی در غرب این همه مشتاق به بازگشت خلافت اسلامی وجود دارد؟ پاسخ این سوال به راستی منفی است. بلکه عامل اصلی که باعث پیوستن مردم غرب به داعش می شود را باید در سیاست های آمریکا و اروپا جست. در واقع داعش به عنوان نیرویی که به صریح ترین شکل ممکن امپراطوری غرب را تهدید میکند و داعیه توان شکست آنان را دارد مورد توجه مردم اروپا و آمریکا واقع شده است. این نشان از آن دارد که در خود غرب نیروهایی وجود دارند که با سیاست های دولت های غربی به شدت مخالف اند و حاظرند برای نابودی آن، به دشمن نظامی غرب بپیوندند.

 

داعش و جغرافیای ایران

در ابتدا باید توجه کرد که در روندی که تا کنون طی شده است، ایران داعش را برای خود از یک تهدید، به یک فرصت- تهدید تبدیل کرده است. این الگویی است که برای غرب و عربستان، آنچنان که گذشت، دقیقا عکس آن رخ داده است. پس سیاست های جمهوری اسلامی ایران تا کنون موفق بوده و کفه ی ترازو را به نفع ایران سنگین تر کرده است. اما در این بخش در پی پاسخ به این پرسش حیاتی هستیم که داعش چه خطراتی برای ایران دارد؟ در واقع داعش چگونه میتواند منافع ملی ایران را تهدید کند؟ پاسخ به این سوال شامل تهدیدات نظامی و غیر نظامی است. در این مجال صرفا تهدیدات غیر نظامی داعش مورد بررسی واقع می شود.

یکی از تهدیدات غیرنظامی موجود تسلط داعش بر آب فرات است. در صورت بستن سدها و کاهش میزان آب رود فرات باید گفت "اگرچه بیشترین جایی که از این اقدام داعش آسیب می بیند کشور عراق است اما بدون تردید کاهش میزان آب فرات روی ایران نیز بی تاثیر نخواهد بود. این تاثیر می تواند به شکل افزایش ورود ریزگرد و گردوغبارها به داخل ایران خود را نشان بدهد. این موضوع زمانی مهم تر می شود که بدانیم به گفته مسوولان سازمان حفاظت محیط زیست ایران، منبع 85درصد ریزگردهایی که آسمان ایران را تحت تاثیر قرار می دهد، ازکشورهای همسایه غربی و به ویژه عراق است."[11]

"عکس های ماهواره ای و بررسی ها نشان می دهد منشأ اصلی ریزگردهای ایران، خارجی و بیشتر از کشورهای اردن، سوریه و به خصوص عراق است."[12] "اقدام گروه تروریستی داعش مبنی بر جلوگیری از ورود آب رودخانه فرات به مرکز عراق یعنی کاهش ورود این آب به تالاب بزرگ هورالهویزه در مرز با ایران (اگر این معضل در ماه های آینده همچنان به همین شکل باقی بماند) باعث خواهد شد بخش های بیشتری از این تالاب بزرگ خشک شود و به این شکل مناطقی بسیار وسیع مساعد تولید ریزگرد را فراهم خواهد آورد که گاه و بیگاه کشور ایران را تحت تاثیر قرار خواهد داد."[13] ایران برای مقابله با این پدیده نیاز به همکاری دولت عراق دارد اما تا زمانی که دولت نتواند تسلط خویش را بر رودخانه فرات بازیابد، موضوع برای ایران غیر قابل مذاکره خواهد بود.

خطر دیگری که می تواند ایران را مورد تهدید قرار دهد، نزدیک شدن داعش به گروه های ناراضی داخلی و نفوذ به داخل کشور به ویژه از سمت بلوچستان است. اگرچه این تهدید از سوی کردستان نیز محتمل است اما خطر بلوچستان در حال حاظر بیشتر است. قدرت گیری بیشتر داعش می تواند باعث تحریک برخی گروه های ناراضی داخلی و باعث ایجاد تحرکاتی در آنان شود. اگر داعش موفق شود جغرافیای منطقه ای را تغییر داده و به عنوان دولت جدیدی سر برآورد، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی تمامی کشورهای منطقه، کمابیش مورد تهدید واقع می شود. در واقع اثر این امر آنست که گروه های جدایی طلب داخلی که مدتی است از اهداف خود ناامید شده اند، دوباره با الگو قرار دادن داعش برای مردم در پی تحریک دیگران برآیند. باید به این نکته اذعان کرد که داعش قدرت نفوذ در جمعیتهای سنی نشین را داراست و از این جهت این مناطق می توانند هدف های اولیه داعش باشند.

اگرچه موضوعات طرح شده در این بخش بیش از ایران، قدرت های عرب منطقه را تهدید می کنند اما نباید از اندک تهدیدات موجود نیز غافل ماند.

 

ایران و آینده ائتلاف

در این نوشته شرکت نکردن ایران در این ائتلاف حرکتی درست و واقع بینانه و در راستای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران تلقی می شود. با یک نگاه واقعگرایانه به حوادث اخیر و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران می توان چند دلیل قانع کننده برای این مدعا ذکر کرد:

اولا حضور مستقیم ایران در عراق و سوریه می تواند به عنوان عامل مهم تبلیغاتی برای داعش باشد. داعش می تواند با دست آویز قرار دادن حضور ایران، به جنگ مذهبی و فرقه ای دامن زده و در جذب نیروهای سنی از آن بهره گیرد. این موضوع در آینده ی سیاست خارجی جمهوری اسلامی برای تعامل با کشورهای سنی منطقه نیز دارای اثرات منفی بسیار خواهد بود و مذاکرات منطقه ای را به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد.

دوما حضور ایران به طور مستقیم در خاک عراق و سوریه حساسیت کشورهای منطقه را برمی انگیزد و نتیجه ی فوری آن موضع گیری کشورهایی چون عربستان، مصر، قطر، اسرائیل و ... خواهد بود این موضوع می تواند به قدرت گیری جریان ایران هراسی در منطقه منجر شود و تلاش های جمهوری اسلامی برای برخورد با این جریان را هدر دهد. نباید فراموش کرد که دولت ایران هزینه های بسیاری برای مقابله با این جریان کرده است.

سوم اینکه، حضور ایران در این ائتلاف، به دلیل هم مرزی ایران با سوریه و عراق می توانست عاملی برای حضور مستقیم ایران در خاک این کشورها شود این موضوع منجر به صرف هزینه های مالی، انسانی و تسلیحاتی بسیاری برای کشور خواهد شد.

چهارم اینکه استراتژی جمهوری اسلامی ایران بعد از انقلاب اسلامی همواره دارای اصول ثابتی بوده که هرگز از آنها عدول نکرده است. این موضوع باعث شده تا جنبش های غیر دولتی و ملت های منطقه همواره بتوانند به ایران و سیاست هایش اعتماد کرده و در تعاملی سازنده با آن قرار گیرند. یکی از مولفه های مشترک بین ایران و برخی ملت ها یا جنبش های موجود در منطقه آمریکا ستیزی است. حضور ایران با آمریکا در کنار هم در یک ائتلاف می تواند اعتماد ایجاد شده در طی این سی سال را از بین برده و موجب فاصله میان این گروه ها با جمهوری اسلامی گردد. حتی در آینده با تغییر شرایط و در صورت نیاز به نزدیکی به آمریکا، این موضوع باید با تدبیر و پیش بینی های لازم در جهت حفظ اعتماد گروه های متحد صورت گیرد.  بسیاری از گروه های مذکور، از عوامل قدرت ایران در منطقه تلقی می شوند و اعتبار دولت ایران میان ملت های منطقه، برخلاف وضعیت کنونی آمریکا، یک سرمایه ی غیر قابل ریسک برای دولت ایران در عرصه ی بین المللی است.

نکته آخر اینکه علی رغم اینکه ظاهرا ایران در ائتلاف ضد داعش نیست اما جبهه ی ایران و آمریکا در حقیقت بسیار به هم نزدیک است. هر دو کشور بنا به ادعای دولتمردان و شواهد موجود، داعش را یک تهدید علیه خود دانسته و خواستار نابودی یا محدود کردن آن هستند. اما با دلایل ذکر شده عدم حضور ایران در ائتلاف و فعالیت ایران به تنهایی علیه داعش می تواند نتایج مفیدتری برای نیل به هدف مورد نظر داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[1]http://farsi.khamenei.irm13/6/93

[2]http://farsi.khamenei.ir, 13/6/1393

[3]http://farsi.khamenei.ir, 21/7/93  

[4]http://farsi.khamenei.ir, 21/7/93

[5]http://farsi.khamenei.ir, 13/6/93

[6]http://farsi.khamenei.ir, 24/6/93

[7]http://www.irdiplomacy.ir, مقاله: مقابله با داعش وجه مشترک ایران و عربستان

[8] http://www.irdiplomacy.ir, مقاله: نفت دلیل اصلی آمریکا برای حمله به داعش

[9] http://irdiplomacy.ir,  مقاله: خطاهای رایج در درک داعش

[10] همان

[11] http://www.irdiplomacy.ir, مقاله: اقدام داعش بر بستن فرات و تاثیر آن بر ایران

[12]همان

[13]همان

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اطلاعات بیشتر درباره گزینه‌های قالب‌بندی

کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
5 + 8 =
Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.