سیاست‌های ترکیه چه تأثیری بر آینده منطقه می‌گذارد؟

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
سیاست‌های ترکیه و عربستان چه تأثیری بر آینده منطقه می‌گذارد؟

نویسندهحسین ملائک، سفیر اسبق ایران در چین

 غیر از اسراییل سه کشور در منطقه ما که شامل خاورمیانه و آسیای مرکزی باشد ادعاهای راهبردی و جاه طلبی دارند. یک نظام امنیتی که بتواند خواسته ها و سیاست های هر چهار کشور را به هم نزدیک نماید تابحال تعریف نشده بنابر این شرایط در منطقه ما تا آینده ای قابل پیش بینی بحرانی و مواجه با تحولات زیاد خواهد بود.
اول ایران است که به لحاظ ثبات سیاسی، انسجام داخلی و جمعیت تحصیلکرده و درآمدهای نفتی و در نهایت سابقه و تجربه تاریخی ملی و داشتن مرزهای گسترده زیاد و همچنین گستره حضور شیعیان در منطقه که ایران را تنها حامی خود می دانند، در منطقه ابزارهایی برای حمایت از ایده و نظرات خود دارد. ابعاد تمایلات سیاسی ایران در گستره حفظ و حمایت از زبان فارسی و فارسی زبانان که محدوده قومی و تمایلات مذهبی را شامل نمی شود و از طرف دیگر حمایت از شیعیان که باز هم جنبه قومی ندارد شکل گرفته است. سیاست های ایران تمایلات فرقه گرایانه و یا قومیتی را در منطقه تقویت نکرده و به طور اصولی محافظه کارانه بوده و از مرکزیت های قوی برای کنترل و ثبات و حفظ مرزها حمایت می کند.
کشور دیگر ترکیه است. این کشور به دلیل عضویت در ناتو، اقتصاد سازمان یافته و مدرن، جمعیت تحصیل کرده و نیز پشتوانه ترک زبانها در منطقه توانسته است برای خود قدرت و نفوذی تعریف نماید. ترکیه با حضور اسلام گرایان در حکومت خود نیز توانست توسعه بیشتری به مؤلفه های تاثیرگذاری خود در جهان اسلام بدهد که قبل از آن فاقد بازیگری به این نام بود.
سومین کشور که اخیراً پا به عرصه استراتژی گذاشته، عربستان است. این "اعراب" اخیراً با تغییر عناصری در حاکمیت خود شکل تهاجمی به سیاست داده و با استفاده از کلیه سرمایه گذاری هایی که در خریدهای نظامی و تسلیحاتی میلیاردی در یکی دو دهه گذشته انجام داده بودند، وارد عرصه سیاست و ماجرا جویی های نظامی گردیده اند.
ترکیه از سه دهه قبل و عربستان از سال 2005 سیاست های هژمونیستی گسترده ای را در منطقه دنبال می نمایند. ترکیه از زمان فروپاشی شوروی با اتخاذ استراتژی پان ترکیسم سعی کرد نفوذ خود را در آسیای میانه افزوده و برای کشورهای جداشده از شوروی چتر هویتی تعریف نماید. رقیب ترکیه در این کشورها ایران است که به دنبال احیاء سابقه اتصال این کشورها به عقبه تمدنی فارسی زبانان بود. اما تلاش ایران محدود بود به پاسداری از خط و زبان فارسی و آزادی این کشورها از سلطه مجدد روسیه ولی ترکیه همگام با سیاست های آمریکا به دنبال به وجود آوردن ماهیت جدیدی در این منطقه بود. تلاش های ایران به خاطر کمبود منابع و تحریم های بین المللی آمریکا و مزاحمت های ترکیه به نتیجه نرسید و این کشورها همچنان از تاریخ خود جدا ماندند. اما ترکیه فقط توانست سهم خود را در اقتصاد و تجارت با این کشورها افزایش دهد. ترکیه نتوانست پان ترکیسم را به عنوان ابزار هژمونیک خود غالب کند.

این کشورها به خاطر مخالفت های ترکیه برای استفاده از مسیر ایران نتوانستند اقتصاد خود را به خارج از منطقه وصل کنند و همچنان کشورهایی محصور در خشکی ماندند. اکثر مسیرهای خطوط لوله با افزایش هزینه ای زیاد روبرو شد و مشتریان این کشورها نیز به چین و روسیه محدود ماندند. مجموعه کشورهای آسیای مرکزی تبدیل به مصرف کنندگان امنیت و اقتصاد چین و روسیه گردیدند و یا تبدیل شدند به کشورهایی که برای برقراری ثبات داخلی باید به ساختارهای سیاسی شبه دیکتاتوری گرایش پیدا کنند.
اما ترکیه نقش تخریبی سیاست هژمونیک خود را با حضور اسلام گرایان در دولت نیز ادامه داد. 13 سال قبل با انتخاباتی که مورد تأیید مقامات و محافل سیاسی ایران بود، حزب عدالت و توسعه سکان حکومت را در ترکیه به دست آورد. اقدامات این حزب برای بازگشت آرامش به جامعه ترکیه و برطرف کردن فشار لائیک ها روی مردم مسلمان این کشور امید بخش بود. از طرف دیگر تعریف یک نوع رابطه با آمریکا که اجازه می داد شخصیت های اسلامی بر رأس حکومتی باشند که عضو ناتو است و با اسراییل نیز رابطه سیاسی و نظامی دارد امیدی به حضور اسلام گرایان در صحنه سیاسی جهان بعد از نمونه جمهوری اسلامی ایران می داد. اما اتخاذ استراتژی عثمانی گرایی بر این اساس که تمامی کشورهای عربی منطقه جزو تاریخ خلافت عثمانی بوده ناگهان ترکیه را به عنصر مخرب ثبات در کشورهایی مثل عراق و سوریه تبدیل نمود. نتیجه این سیاست به وجود آمدن انواع و اقسام گروههای رادیکال بود که همگی با حمایت های مالی و لجستیکی ترکیه و با پرچم احیاء خلافت و استراتژی شیعه کشی به کشتار و تخریب و آواره کردن مردم این دو کشور پرداختند. سیاست های ایران اجباراً در مقابل ترکیه قرار گرفت. ایران از اقتدار حکومت های مرکزی حمایت کرده و البته حمایت از شیعیان را نیز جزو سیاست های استوار خود می داند. نتیجه سیاست های ترکیه آوارگی مردم و بحران پناهندگان است که هم اکنون گریبان کشورهای منطقه و اروپا و حتی خود ترکیه را گرفته است. تخریب دو کشور عراق و سوریه به حدی است که شاید برای دهه ها این کشورها نتوانند آرامش را به مرزهای برگردانند و در صورت پافشاری ترکیه بر سیاست هایش باید شاهد به وجود آمدن چند کشور جدید در منطقه آنگونه که رئیس ستاد مشترک آمریکا پیش بینی کرده است باشیم. البته ترکیه برای تغییر حکومت های منطقه الگوی مشخصی ارائه نمی دهد. از دموکراسی صحبتی به میان نیست، از حکومت اکثریت نیز دفاعی صورت نمی گیرد.
عربستان نیز غیر از منطقه، داعیه رهبری جهان اسلام و جهان عرب را دارد. البته این کشور را باید در آغاز راه توسعه طلبی و سیاستهای هژمونیک قرار داد که البته از لحاظ نرم افزاری و ارائه یک الگو سیاسی - اجتماعی بسیار عقب تر از ترکیه محسوب می شود. اما چون به لحاظ مالی و حمایت های عمومی آمریکا از ترکیه جلوتر است مطئنا تخریب های بیشتری را بر منطقه تحمیل خواهد کرد. این کشور در بعد ادعاهای رهبری عربی خود سیاست های جاه طلبانه ای تعریف کرده که آرامش را از منطقه سلب کرده است. خصوصیت های مبتی بر بدویت اجتماعی و فرهنگی در سیاست های عربستان موج می زند. دشمنی های فردی و شخصی همراه با سیاست تسلیم و یا محو کامل دشمن و رقیب جزو خوی عقب ماندگی اجتماعی این دسته از حاکمان است که متاسفانه با ابزارهای مدرن نظامی خود را تقویت کرده و نتیجتاً خسارات بیشتری به وجود خواهد آورد.
سیاست های عربستان با اهداف ترکیه در تضعیف حکومت مرکزی عراق از یکطرف و نابودی و براندازی دولت سوریه هماهنگی دارد. از طرف دیگر این کشور با همین ادعا جنگ در یمن را آغاز و با تخریب سیستماتیک تمام زیرساختهای این کشور عملاً باعث به وجود آمدن کشوری فقیرتر از گذشته و مردمی آماده برای مهاجرت و پناهندگی و یا وصل شدن به گروههای سازمان یافته غیرقانونی شده است.
عربستان با ادعای نفوذ در جهان اسلام برنامه هایی برای افغانستان و آسیای مرکزی و حتی هند دارد. عربستان بدون آنکه پیشنهاد و الگویی برای مناسبات سیاسی و اجتماعی و امنیتی در منطقه ارائه دهد از کلیه گروههایی که دشمنی خود را با شیعه علنی و علیه این گروه از معتقدان اقدام نمایند حمایت همه جانبه می نماید. این استراتژی عربستان نیز باعث بی ثباتی در منطقه شده است.
مواجهه و تنظیم رابطه ایران با این مدعیان بسیار پیچیده خواهد بود. از بین عربستان و ترکیه، عربستان دشمنی و رقابت عمیق تری را با ایران احساس می کند و چون در آستانه توسعه طلبی خود قرار دارد کمتر قابل مذاکره نیز به نظر می رسد. این کشور در راستای اهداف خود نزدیک شدن به اسراییل را نیز تجربه می کند. اگرچه نزدیک شدن این دو کشور مشکلات سیاسی برای ایران به وجود خواهد آورد اما در داخل این سیاست فروپاشی جامعه عربستان و برخی از کشورهای عربی پرورانده می شود. برعکس عربستان، ایران و ترکیه می توانند اختلافات خود را اولویت بندی کرده و به مشترکات بپردازند.

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اطلاعات بیشتر درباره گزینه‌های قالب‌بندی

کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
1 + 1 =
Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.