نشست «نقش غرب در شکل‌گیری گروه های افراطی در جهان اسلام»

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
نگاهی به نشست «نقش غرب در شکل‌گیری گروه های افراطی در جهان اسلام»
نشست «نقش غرب در شکل‌گیری گروه های افراطی در جهان اسلام» از سوی پژوهشگاه مطالعات جهان اسلام و پژوهشگاه مطالعات آمریکا با همکاری مجمع تقریب مذاهب اسلامی، پنجشنبه شب با حضور علما و محققانی از کشورهای مختلف جهان که میهمان کنفرانس وحدت اسلامی هستند، در هتل آزادی تهران برگزار شد.

می‌خواهند با اختلاف‌افکنیهای مذهبی مسلمانان را ازفلسطین غافل کنند

شیخ عبدالمجید عمار عضو شورای سیاستگذاری حزب‌الله لبنان یکی از سخنرانان این مراسم بود که طی سخنانی گفت: مقاومت نقش مهمی در حفظ کیان اسلامی داشته است و نظام سلطه با تجهیز و رژیم غاصب قدس و حمایت بی‌شائبه از همواره کوشیده است تا با آن مقابله کند، اما هر بار در مقابل مقاومت به زانو درآمده و جنگ تموز بهترین نمونه آن است.

 

وی افزود: پس از وقوع تحولات بزرگ در منطقه، دنیای غرب و به‌ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی که نگران گسترش انقلاب اسلامی و الگوگیری کشورهای دیگر منطقه از آن بودند، فتنه جنگ مذهبی و قومی را برانگیختند و ایران را تهدید و خطر جدی برای کشورهای اسلامی دیگر منطقه برشمردند و اینگونه وانمود کردند که قدرت گرفتن ایران، کیان و مصالح کشورهای عربی منطقه را به مخاطره خواهد انداخت.

 

ادامه داد: این فتنه قومی و مذهبی با انگیزه‌های سیاسی انجام گرفت و خواستند تا از این طریق مانع گسترش انقلاب ایران و آموزه‌های آن به کشورهای دیگر شوند. پس از ایجاد تفرقه مذهبی گفتند که ایران قصد دارد تا کل کشورهای منطقه و دنیا را شیعه کند، در حالی که این اتهامی بیش نیست و با این اتهامات خواستند وجدان جهان اهل سنت را مورد هدف قرار دهند و بیداری اسلامی را ناکام کنند.

 

وی با تأکید بر اینکه دنیای غرب مهم‌ترین اولویت خود را مقابله با جبهه مقاومت و انقلاب اسلامی ایران قرار داده تصریح کرد: آنان برای مقابله با جبهه مقاومت و هویت اسلامی، به تقویت تفکر تکفیری پرداختند، جریانی که متأسفانه از بدایت تأسیس در مقابل شیعه و حتی قبل از شیعه در مقابل اسلام قرار گرفته بود. غرب از سویی اینان را تقویت می‌کند و از سوی دیگر جنایات‌شان را به کل دنیای اسلام منتسب می‌کند تا چهره‌ای مشوه از اسلام فراروی افکار عمومی جهان نشان دهد.

 

عضو شورای سیاست‌گذاری حزب‌الله لبنان عنوان کرد: نظام سلطه میلیاردها دلار برای ترویج این فکر هزینه کرده و موسسات، جریان‌ها و شخصیت‌های بسیاری را تطمیع کرده تا از آن هواداری کنند و بر طبل تفرقه و اختلاف مذهبی بکوبند و امروز بر همه ماست که به تأسی از امام خمینی(ره) که منادی وحدت امت اسلام بود، مصالح عالیه اسلام را مد نظر قرار داده و بدانیم که همه این اختلافات برای آن است که ما را به خود مشغول کنند و از مسئله فلسطین که قلب عالم اسلام است، غافل کنند.

 

وی فتنه تکفیری‌ها را مهم‌ترین خطر برای وحدت جهان اسلام برشمرد و گفت: استعمار غرب هنوز به گونه‌ای دیگر باقی است و ما تنها در صورتی می‌توانیم از آن رهایی یابیم و در مقابل آن بایستیم که در صف واحدی باشیم. علمای امت اسلام نیز در این راه مسئولیت عظیمی دارند و باید با تمام وجود و امکانات خود از دین اسلام و مشترکات آن دفاع کنند؛ هرچند که متأسفانه برخی از مسلمانان بدون توجه به این موضوعات در اختلافات مذهبی و جنگ داخلی افتاده‌اند.

 

تصریح کرد: اختلاف نظرهای مذاهب انکارناپذیرند و علما و حوزه‌های علمیه شیعه و سنی باید با در نظر گرفتن مشترکات متعدد و محکم خود، باید با تعمق بیشتر نسبت به مصالح عالم اسلام بدانند که شیعه و سنی دشمن و عامل تهدید هم نیستند و هر دو دست در دست هم و مکمل هم، در پی عزت اسلام هستند تا با کمک همدیگر موجبات قوام امت اسلام را فراهم کنند.

 

وحدت ما را نشانه گرفته‌اند تا فاتح جنگ چهارم شوند

مولانا محمدخان شیرانی، رئیس شورای اندیشه های اسلامی و رهبر حزب جمعیت علمای اسلام شاخه فضل‌الرحمان در ایالت بلوچستان پاکستان، یکی از سخنرانان این نشست بود که طی سخنانی به بررسی چالش‌های پیش روی وحدت اسلامی و نقش نظام سلطه در ایجاد تفرقه در جهان اسلام پرداخت و گفت: در سال 1989 نیروهای شوروی سابق از افغانستان رفتند و بعد از پاشیده شدن شوروی در سال 1990 متفکرین غربی تصور می‌کردند که جهان به انتهای خود رسیده و دیگر هیچ نظامی نمی‌تواند در مقابل سیستم لیبرال دمکرات غرب ایستادگی کند و در مقابل آن قد علم کند.

 

وی ادامه داد: متفکرین غربی با خود می‌گفتند که سه جنگ بزرگ جهانی به پایان رسیده و اکنون جنگ جهانی چهارم در شرف انجام است و به اعتقاد آنان این جنگ علیه جهان اسلام خواهد بود. هرچند آنان درباره عنوان این جنگ اختلاف نظر داشتند. گروهی آن را جنگ تمدنها می‌خواندند و به خاطر همین بود که رئیس جمهور وقت آمریکا بعد از حملات 11 سپتامبر تصریح کرد که این جنگ آغاز شده است.

 

مولانا شیرانی افزود: عنوان دوم این جنگ، نبرد با تروریسم بود که باید در سرزمین‌های اسلامی اتفاق می‌افتاد. این تعبیر را هم رئیس جمهور آمریکا به کار برد و با کمک رسانه‌های خود تمام تلاش خود را به کار بردند که بگویند این جنگ اتفاق افتاده و از آنجا که ممکن بود مسلمانان جهان علیه نظام سلطه متحد شوند، آنان کوشیدند از تنوع مذاهب و اقوام در کشورهای اسلامی سوء استفاده کرده و در جهان اسلام تفرقه ایجاد کنند.

 

وی تصریح کرد: غرب نوعا عنوان دوم یعنی مبارزه با تروریسم را برگزید؛ در میان ملت‌هایی که جو مذهبی غالب بود از راه مفاهیم اسلامی مانند جهاد و در میان اقوامی که بر ملی‌گرایی تأکید داشتند، از طریق مفاهیمی چون آزادی و آزادی‌خواهی کوشیدند تا درگیری‌های مد نظر خود را اجرایی کنند. این رویارویی در اصل نبرد توحید و ماتریالیسم بود و آنان گمان می‌کردند که اگر وحدت امت اسلامی را نشانه بگیرند می‌توانند به اهداف خود برسند.

 

این عالم برجسته پاکستانی در ادامه سخنان خود با استناد به آیات مبارکه 213 بقره و 19 یونس به بررسی معانی هفت‌گانه واژه امت پرداخت و پس از تشریح معانی مختلف آن گفت: امت در همه این معانی ناظر به وحدت است.

 

مولانا شیرانی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: پیام وحدت را از پنج مقدمه می‌توان استخراج کرد: اول آنکه همه ما بر این نکته اتفاق نظر داریم که کودک نابالغ مکلف نیست، دوم اینکه بالغ مجنون نیز نمی‌تواند مکلف باشد، سوم اینکه اگر عاقل و بالغ باشد از نظر تمام مذاهب اسلامی مکلف است، چهارم اینکه بعد از رسیدن به تکلیف اولین فریضه برای هرکس کسب دانش است و سرانجام پنج اینکه مذهب حق هر فردی است که در منشور سازمان ملل (ماده 18) بدان تصریح شده است. با استفاده از این پنج مقدمه می‌توان نتیجه گرفت که باید به سمت وحدت حرکت کنیم و قرب الهی را مدنظر خود قرار دهیم.

 

وی در بخش دیگری از سخنان خود به بررسی عوامل اختلاف بین مسلمانان پرداخت و گفت: برخی به خیال رفتن به بهشت بعد از مرگ، به این اختلافات دامن می‌زنند و معتقدند که با مخالفت و حذف دیگران به این بهشت می‌رسند. برخی دیگر که می‌خواهند بهشت دنیوی را به دست آورند و امنیت و صلح را در دنیا برقرار کنند تصور می‌کنند که به جای صلح و محبت این هدف را می‌توانند از طریق تهدید و خشونت به دست آورند.

 

این عالم پاکستانی اضافه کرد: برخی از ریشه‌های اختلاف نیز به علما برمی‌گردد. علمای هر مذهبی تصور می‌کنند که هرچه در نزد آنان است درست است و دیگران به گمراهی افتاده‌اند و بدتر آنکه خود را سخنگوی کل آن مذهب می‌دانند. سیاستمداران نیز می‌توانند عامل دیگری برای اختلاف باشند که مردم را آنگونه که باید و شاید تفهیم نمی‌کنند، بلکه به نوعی القاء می‌کنند که برای به دست آوردن هرچیزی باید دست‌درازی و تعدی و دزدی کرد.

 

وی خاطرنشان کرد: برخی از حکومت‌های محلی هم که به دنبال اقتدار و قدرت خود هستند برای رسیدن به آمال خود اختلاف افکنی می‌کنند و یه عامل دیگر اختلاف هم می‌تواند عامل بین‌المللی باشد که فساد را جهاد معرفی می‌کند.

 

می‌خواهند انقلاب ایران را انقلابی صرفا شیعی معرفی کنند، نه اسلامی

علی النقوی، رئیس دانشکده الهیات دانشگاه علیگر هند یکی از سخنرانان این نشست بود که با موضوع «آسیب‌شناسی فرهنگ تکفیر در جهان اسلام» به ارائه سخن پرداخت و گفت: به عقیده من تکفیر آنچنانکه خیلی از افراد می‌گویند یک جریان نیست، چون جریان چیزی است که ماهیت سیاسی محض داشته باشد و تکفیر یک جریان سیاسی نیست که هرچند که استعمار، امپریالیسم و نظام سلطه بسیار در تقویت آن موثر بوده، اما به وسیله آن به وجود نیامده است.

 

وی تصریح کرد: تکفیر یک فرهنگ همه جانبه است و ابعاد مختلف دارد و منشأ آن اعتقادی و ایدئولوژیک است، اما به وسیله امپریالیسم و دشمنان جهان اسلام تقویت شده و توسعه یافته است و همواره ثمره آن نصیب دشمنان شده است. به لحاظ تاریخی در جهان اسلام نخستین گروهی که فرهنگ تکفیر را به وجود آوردند خوارج بودند و برای فهمیدن فرهنگ تکفیر باید فرهنگ خوارج را بررسی کرد و اگر چنین کنیم درخواهیم یافت که ویژگی‌های تکفیریون امروز همان ویژگی‌های خوارج صدر اسلام است.

 

رئیس دانشکده الهیات دانشگاه علیگر خاطرنشان کرد: فرهنگ تکفیر از خوارج تا امروز چند ویژگی مشترک داشته است: نخست بیداری بدون آگاهی، دوم تفسیر کوته‌نظرانه از مفاهیم توحید، شرک و بدعت، سوم تفسیر افراطی و کج‌بینانه از جهاد و شهادت و چهارم عمل کورکورانه. خوارج نیز با زمینه ایدئولوژیک به وجود آمدند، اما به پشتوانه حکومت شام تقویت شدند و نتیجه آن شد که خودشان تار و مار شدند و امپراتوری معاویه مستقر شد و خلافت وی به سلطنت تبدیل شد.

 

وی در بخش دیگری از سخنان خود به بررسی چگونگی نفوذ و تقویت جریان‌های تکفیری در هند پرداخت و عنوان کرد: زمانی به دلیل حضور سلسله‌های عرفان و تصوف مانند چشتیه و قادریه و سهروردیه در هند نگرش عرفانی در آن دیار حاکم بود و اینان کمک بسیار بزرگی به رشد اسلام در سرزمین هند کردند. بعد از دوره اکبر و ظهور سیداحمد سرهندی نوعی تفکر ابن‌تیمیه بدانجا راه یافت و به تدریج جریان تکفیری متأثر از آرای ابن‌تیمیه قوت گرفت و با قوت گرفتن آن، توسعه اسلام متوقف شد تا اینکه استعمار به دیار هند آمد.

 

این پژوهشگر مطالعات اسلامی خاطرنشان کرد: اینجا هم تقویت فرهنگ تکفیری به نفع استعمار تمام شد تا اینکه به قیام سراسری مسلمانان هند در سال 1857 منجر شد. البته در دوران معاصر می‌توان پذیرفت که انگلیسی‌ها نقش بسیار موثری در شکل‌گیری و تقویت فرقه‌های تکفیری مانند قادیانی‌ها و دئوبندی‌ها داشتند. ایدئولوژی ابن‌تیمیه‌ای بخصوص در دوره اخیر و بعد از وقوع انقلاب ایران در شبه قاره قوت گرفته است.

 

وی تصریح کرد: بعد از انقلاب ایران خصوصاً تلا‌ش‌های مضاعفی از جانب دنیای غرب برای ایجاد تفرقه بین سنی و شیعه شکل گرفت و کوشیدند تا برای جلوگیری از توسعه انقلاب ایران، آن را انقلابی شیعی و نه اسلامی، معرفی کنند.

 

علی النقوی درباره راه مهار و کنترل و علاج درد فرهنگ تکفیر در دنیای اسلام و به‌ویژه شبه قاره هند عنوان کرد: باید از نظر اعتقادی بینش عرفانی اسلام را گسترش دهیم و به جای ناسزا گفتن به ایدئولوژی‌های دیگر، ایدئولوژی عرفان‌محور اسلام را مطرح کرده و گسترش دهیم.

 

حمله آمریکا به عراق، نقطه شروع آتش اختلاف میان مسلمانان

دکتر محمد العاصی٬امام جمعه واشنگتن و مدیر علمی مرکز تعلیمات اسلامی آمریکا یکی از سخنرانان این نشست بود که ضمن تبریک فرارسیدن میلاد باسعادت پیامبر نور و رحمت حضرت محمدبن عبدالله(ص) به ارائه سخن پرداخت و با اشاره به موقعیت کنونی کشورهای اسلامی گفت: امروز مهم‌ترین موضوع در کشور‌های اسلامی، حاکمیت ناامنی و خشونت از سوی گروه‌های افراطی موسوم به تکفیریون است؛ گروه‌هایی که با خشنوت و ترور، زندگی مردمان عادی و نه‌تنها نظامی را تلخ کرده‌اند و از همین روی باید همه مسلمانان بستر و علل ظهور چنین گروه‌هایی را بررسی کنند.

 

وی با طرح این سوال که چرا جوامع اسلامی به چنین نقطه‌ای رسیده‌اند که با همدیگر عدوات پیشه کنند و به اتهام تکفیر خون هم را بریزند، عنوان کرد: برای پاسخ‌گویی به این سوال اساسی که از واقعیت موجود کشور‌های اسلامی به ذهن متبادر می‌شود٬دو مسئله یا بخش را باید مد نظر قرار داد و بررسی کرد. نخست بخشی است که مربوط به وضعیت داخلی است و به خود ما مسلمانان مربوط می‌شود؛ یعنی همین سازو کار روانی و اعتقادی در درون جهان اسلام که منجر به تولد چنین گروه‌های مرگ‌طلبی شده است. نکته دوم مربوط به دشمنان اسلام است که از چه راه‌هایی برای دامن زدن به آتش داخلی مسلمانان سود جسته‌اند و آنان را به سمت خشونت علیه یکدیگر راهنمایی کرده‌اند.

 

امام جمعه واشنگتن در ادامه به بررسی علل روانی و داخلی مسلمانان که به ایجاد گرو‌ه‌های تکفیری منجر شده پرداخت و گفت: تکفیر پدیده‌ داخلی مسلمانان است که دولت‌های استکباری و صهیونیسم آن را دست‎مایه قرار داده‌اند و بر حمایت از آن پافشاری می‌کنند و اگر در داخل جامعه مسلمانان چنین گرایش‌هایی وجود نداشت، مسلما حداقل در این مورد بخصوص دست آن‌ها نیز خالی می‌ماند. تکفیر در درجه اول یک برداشت اشتباه از آموزه‌های اسلامی و در درجه بعد یک گرایش غلط است. ما باید میان برداشت‌های خودمان با انتظارات بیرونی از دین‌مان تمایز قائل شویم؛ مثلا این‌که ما باید روابط‌مان را با کسانی که خارج از دین‌ ما هستند، بررسی کنیم که اگر چنین کنیم متوجه می‌شویم که در مواردی غفلت نیز صورت گرفته است.

 

مدیر علمی مرکز تعلیمات اسلامی آمریکا عنوان کرد: عدم توجه کافی مسلمانان به رفتار‌های‌شان با افراد خارج از دین، موجب بروز گروه‌های افراطی و تفریطی شده و گروه‌های افراطی مانند تکفیریون تنها مولود عدم توجه به مسائل روانی و درون‌دینی نیست، بلکه زمانی مسلمانان چنان روی خوشی به دنیای پیرامون خود نشان دادند که انگلستان دست روی همین نکته گذاشت و در کشور ایران گروه‌هایی مانند بهائیت را سروسامان بخشید. بهائیت محصول این طرز اندیشه و رفتار غلط بود که مسلمانان نشان دادند با همه دوست هستند و می‌توانند هر اندیشه‌ای را درون خود هضم کنند. چنین انگاره‌ای از اعتقادات اسلامی موجب بروز گروه‌های تفریطی شد. چنان که امروز‌ه هم با عدم توجه به مسائل روانی داخلی بین مسلمانان منجر به پیدایش گروه‌های افراطی مانند تکفیریون شده است.

 

محمدالعاصی در ادامه تاکید کرد: ما یک سری خلق و خویی به عنوان مسلمان داریم که در میان هم آن‌ها را رعایت می‌کنیم و از این غافل هستیم که همین رفتار‌ها و هنجار‌های داخلی در میان افراد غیر مسلمان، تلقی‌های عجیب و غریبی می‌تواند به بار بیاورد. از این رو من تاکید می‌کنم باید غور عمیق در معارف اسلامی خودمان داشته باشیم و بار دیگر در آن‌ها مداقه کنیم.

 

وی در ادامه با شاره به ریشه‌های شکل‌گیری گروه‌های افراطی گفت: در حال حاضر بسیاری از استراتژی‌های تکفیریون از سوریه خارج می‌شود، گرچه فضای فعلی سوریه محصول یک سری اتفاقات دیگر نیز بود. برای مثال می‌توان گفت که اولین تلاش برای برپا کردن آتش میان مسلمانان حمله آمریکا به عراق بود. آنها به خوبی درک کرده بودند که برخی موضوع‌های روانی در میان مسلمانان وجود دارد که مورد تفقد قرار نگرفته است و به همین جهت هم با آن حمله نبض این غفلت‌ها را به دست آوردند و به موضوع های دیگر دامن زدند.

 

امام جمعه واشنگتن در خصوص وضعیت فعلی جهان اسلام گفت: دخالت و اقدامات امپریالیسم در عراق و سوریه حال جهان اسلام را وخیم‌تر کرده است. اما چون رسانه‌های جریان اصلی از این اوضاع حرفی نمی‌زنند، بسیاری از وقایع مسکوت مانده است. اوضاع بحرانی مسلمانان مالزی یکی از پیامد‌های حضور امپریالیست‌ها در عراق و سوریه است. مرکز اصلی سازمان‌های اطلاعاتی امپریالیست‌ها در وهله نخست، در عراق و سوریه نفوذ کردند و از آن طریق با استفاده از نیرو‌های خود در حال پیشروی در کشور‌های اطراف آن‌ها هستند. مالزی کشوری است که اکثر ما آن را به تعادل می‌شناسیم و تصور می‌کنیم که مسلمانان آن‌جا مشکلی ندارند و می‌توانند با همدیگر در مسالمت کامل زندگی کنند، اما واقعیت این‌طور نیست و اقدامات خارجی دشمنان مسلمانان، مالزی را هم از حالت تعادل خارج کرده و به سمت خشونت بر علیه یکدیگر می‌کشاند.

 

وی با اشاره به بهره‌بردای آمریکایی‌ها و هم‌دستانشان حضور خود در جهان اسلام افزود: ما با اندکی توجه می‌توانستیم به راحتی در کنار هم دیگر زندگی‌ کنیم و راه‌ را برای ورود دشمن ببندیم. اما آن‌ها با نفوذ در کشور‌های اسلامی از طریق سازمان‌های اطلاعاتی و مستشرقان توانستند به موضوع تفرق و فرقه‌های گوناگون در بین ما پی ببرند. آن‌ها فهمیدند که مسلمانان در درون خود به 73 فرقه کوچک و بزرگ تقسیم شده‌اند که تنها یکی از آنان ناجیه است و دیگران در گمراهی هستند! و دست جنایکارانه خود را نیز بر این مهم گذاشتند و فتنه‌های خود را ایجاد کردند.

 

محمدالعاصی در ادامه با اشاره به اوضاع کنونی منطقه و نقش ایران در آن تصریح کرد: با اندکی توجه به وقایع بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران می توانیم پی ببریم که با روی کار آمدن دولتی که به تعبیر خودش معتدل و میانه‌رو است، هم‌دستان صهیونیسم مانند عربستان، تمام قوای خود را به کار گرفته‌اند که دید‌گاه‌های افراطی را در ایران تقویت کنند تا دایره نفوذ این کشور را محدود کنند.

 

دولتی که خود را نماینده سنی‌ها می‌داند، حتی نماینده مردم‌ خود نیست

 

ظفر بنگوش، اندیشمند پاکستانی‌الاصل کانادایی طی سخنانی با اشاره به چندگانگی قومی و زبانی در همه جوامع دنیا گفت: هیچ جامعه و کشوری در دنیا سراغ نداریم یک‌دست باشد و تفاوت‌های قومی٬زبانی و یا مذهبی و فرقه‌ای نداشته باشد. به عبارتی این چندگانگی طبیعی است و نمی‌توان در مقابل آن مقاومت کرد. ولی باید توجه کنیم که چه شده این چندگانگی فرقه‌ای در اسلام به نقطه بحران رسیده است؟ یا این‌که باید بررسی کنیم که چرا تفاوت‌های مذهبی اسلامی این‌قدر حائز اهمیت شده است؟

 

وی در ادامه با اشاره به دلیل اهمیت چندگانگی فرقه‌ای در اسلام خاطرنشان کرد: تفاوت‌ها و چندگانگی مذهبی در اسلام منجر به منازعات و دشمنی‌های داخلی بین خود‌شان شده است و از همین روی اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. این منازعات موجب شده مسلمانان به ریختن خون هم‌دیگر حریص شوند. به عقیده من ریشه این چندگانگی مذهبی به باورهای دینی مسلمانان بازمی‌گردد. به ما یاد داده‌اند که از این همه فرقه موجود اسلامی، تنها یکی از آن‌ها در قیامت به سعادت خواهد رسید. از همین رو بسیار طبیعی است که اکثریت مسلمانان در اقصی نقاط جهان خواهان اثبات رای دینی خود باشند و برای قبولاندن آن به دیگران از هر کاری فروگذار نکنند.

 

ظفر بنگوش در ادامه با اشاره به فعال‌تر شدن فرقه‌های تکفیری بعد از انقلاب اسلامی ایران تصریح کرد: یک واقعیت غیر قابل انکار این است که همه این فرقه‌ها و همه این سلیقه‌ها قبل از انقلاب اسلامی ایران هم در جا‌ی‌جای کشور‌های اسلامی وجود داشتند، اما زندگی منفعلی داشتند و سودای امروزی را در سر نمی‌پروراندند، تا اینکه بعد از انقلاب اسلامی ایران، یک‌باره این انفعال به فعالیت‌های حداکثری تبدیل شد. البته باید بپذیریم که فتیله این فرقه‌های تندرو خودبه‌خود روشن نشد و نقش دولت‌های امپریالیستی در این مسئله بسیار چشمگیر است.

 

وی اظهار کرد: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دولت‌های استکباری و صهیونیستی پی بردند که این انقلاب می‌تواند با نام اسلامی مرز‌های بیشتری را درنوردد و توسعه روز‌افزونی را به دست آورد. از این رو بهترین حربه برای جلوگیری از توسعه انقلاب اسلامی در میان کشور‌های مسلمان این بود که عنوان این انقلاب را از اسلامی بودن، به شیعی بودن تغییر داده شود. آن‌ها با برنامه‌ریزی‌های خیلی خاصی می‌خواهند که به کشور‌های اسلامی و فرقه‌های دیگر بگویند که این انقلاب٬اسلامی نیست و منحصر به یک فرقه خاص از اسلام است و هیچ ارتباطی به دیگر فرق ندارد. از این‌جاست که فتیله آن گروه‌ها روشن می‌شود و به مدد تبلیغات گسترده و نفوذ‌های سیستم‌های اطلاعاتی، گروه‌های تکفیری بیشتر به چشم می‌آیند و اعتقادات خود را مطرح می‌کنند.

 

این اسلام‌شناس کانادایی با اشاره به برنامه‌ریزی‌های امنیتی کشور‌های استکباری و صهیونیستی گفت: بعد از حمله‌‌های 11 سپتامبر به برج‌های آمریکایی٬جریان نومحافظه‌کاران چپ آمریکا با هم جلسه‌ای برگزار کردند. این جلسه بسیار امنیتی و سری بود. در آن جلسه یکی از وزرای پنتاگون اعلام کرد که نظام حکومتی کشورهای ایران٬افغانستان٬سودان٬عراق٬سوریه٬سومالی باید فروپاشید شود. بعد برنامه‌ریزی‌های ممتد صورت گرفت تا این‌که به نقطه فعلی رسیده‌اند و در برخی از کشور‌ها هم این نتیجه محقق شده است و در برخی دیگر هنوز فعالیت می‌کنند.

 

وی شروع اختلافات در سوریه و جنگ سوری با سوری را نتیجه جلسه فوریه 2011 امپریالیست‌ها دانست و گفت: در سال 2011 یک جلسه و همایش محرمانه‌ای متشکل از نماینده مخالفان سوری٬سفیر آمریکایی در اسرائیل٬نماینده رفیق حریری و نماینده‌ تلوزیون الجزیره برگزار شد. این جلسه در یکی از شهر‌های مرزی اردن٬نزدیک سوریه صورت گرفت و از آن‌جا برنامه‌ریزی‌های براندازی دولت سوریه آغاز شد و سلاح‌های مختلف به راحتی از آن شهر مرزی به داخل سوریه انتقال یافت. اولین نقشه عملیاتی در سوریه، همان نقشه پیاده شده در لیبی بود. اما وقتی متوجه شدند که وضعیت سوریه متفاوت است، سریعا برنامه را تغییر دادند و سراغ نقشه جدید رفتند. وقتی نقشه جدید به کشور‌های هم‌پیمان اعلام شد، نماینده‌ای از دولت عربستان با مخالفان سوری ملاقاتی داشت و در آن دیدار 6 میلیارد دلار بودجه به آنان داد.

 

بنگوش در ادامه به بررسی جایگاه عربستان در منازعات منطقه‌ پرداخت و گفت: عربستان خود را نماینده تمام سنیان جهان می‌داند؛ در حالی‌که دولت این کشور نماینده مردم خود نیز نیست. در این کشور 28 میلیون مسلمان وجود دارد و طایفه‌ای که در حال حاضر در آن حکومت می‌کند، تنها 6 الی 7 هزار نفر جمعیت دارد. ولی همین 7 هزار نفر ثروت کلانی را داراست که می‌تواند به وسیله سرمایه مادی‌اش جایگاه مهمی را در منازعات اخیر منطقه به خود اختصاص دهد.

 

وی به فتنه‌انگیزی عربستان در برخی از مناطق دیگر جهان اشاره کرد و گفت: در آفریقای جنوبی بیش از یک میلیون مسلمان و حداکثر 100 هزار نفر شیعه وجود دارد. شیعیانی که تا چند مدت پیش در کنار دیگر مذاهب اسلامی و حتی دیگر ادیان موجود در آفریقای جنوبی زندگی خوبی داشتند، اما مدتی است که تعداد بسیاری از علمای سنی به مخالفت با شیعیان آنجا برخاسته‌اند و حکم قتل آن‌ها را صادر کرده‌اند. این اختلاف به آنجا برمی‌گردد که مدتی پیش همین علمای سنی آفریقا که امروز سودای مذهبی راه انداخته‌اند، با نماینده عربستان دیدار کرده و هدایایی هم پذیرفته‌اند.

 

بنگوش با اشاره به اهداف این دشمنی‌ها و فتنه‌انگیزی‌ها اشاره کرد و گفت: همه این دشمنی‌ها و فتنه افکنی‌های دولت‌های استکباری به خاطر متزلزل کردن جایگاه ایران اسلامی است؛ چرا که به خوبی این دولت‌ها می‌دانند که این انقلاب پتانسیل‌های فراوانی برای توسعه در کشور‌های اسلامی دیگر دارد. از این رو این فتنه‌افکنی‌ها را برای جلوگیری از این توسعه مبرهن است.

 

حامیان تکفیری‌ها به جنون و دیوانگی رسیده‌اند

حجت‌الاسلام والمسلمین ابراهیم امین السید، عضو شورای سیاستگذاری حزب‌الله لبنان و رئیس شورای سیاسی این شورا، دیگر سخنران این مراسم بود که طی سخنانی با اشاره به وضعیت بحرانی منطقه گفت: در روزگار سختی به سر می‌بریم، اما این شرایط انشاءالله به زودی تمام خواهد شد. جنگ آمریکا علیه کشورهای اسلامی مانند افغانستان، لیبی، سوریه، سومالی، عراق و ایران یک جنگ مسموم است و مطمئنا خودشان هم چیزی از این جنگ عایدشان نخواهد شد و بخصوص در سوریه شکست سختی خواهند خورد.

 

وی اضافه کرد: امروز ایران با وجود جنگ‌های مختلف علیه خود، با حضور مردم و رهبری مدبرانه موقعیت خود را تثبیت کرده و در آینده منطقه در کنار نقش فعال سیاسی، به خاطر توانایی‌ها و پتانسیل‌های اقتصادی خود در این حوزه نیز به پیشرفت‌های چشمگیر و شاخصی دست خواهد یافت و به نیروی قدرتمند جدی منطقه تبدیل خواهد شد.

 

حجت‌الاسلام امین‌السید عنوان کرد: امروز منطقه در حالتی از اضطراب به سر می‌برد و فتنه‌های متعدد و تغییرات جدی را تجربه می‌کند و هیچ دولتی جز ایران، استقرار کافی برای رهبری و خط‌دهی به جریان‌های منطقه را ندارد.

 

وی در خصوص مقابله با تکفیریون خصوصا در لبنان و سوریه گفت: هرچند تعداد تکفیریون در منطقه زیاد نیست، اما حضورشان بسیار جدی و چشمگیر است و مهم‌ترین دلیل این موضوع آن است که دولت‌های منطقه ساکت و خاموش نشسته‌اند و برای مثال مرجع قدرتمندی مانند الازهر و دیگر مؤسسات دینی جهان اسلام موضع روشن و جدی در قبال این اتفاق اتخاذ نکرده‌اند.

 

عضو شورای سیاستگذاری حزب‌الله لبنان درباره حضور تکفیری‌ها در لبنان گفت: تعداد اینان در لبنان کم است، اما بزرگترین مشکل در لبنان و کشورهای دیگر منطقه آن است که فضای آماده‌ای برای تکفیری‌ها ایجاد شده تا امیال و اهداف خود را پیش ببرند.

 

وی خاطرنشان کرد: با همه این اوصاف ما در قبال این خطر بزرگ وظیفه خود را انجام خواهیم داد؛ جای نگرانی نیست و می‌توانیم به راحتی اینان را سر جایشان بنشانیم و حتی مژده می‌دهم که در آینده‌ای نزدیک سوریه نیز انشاءالله از لوث وجود اینان پاک خواهد شد.

 

حجت‌الاسلام امین‌السید اضافه کرد: دولت‌های حامی تکفیری‌ها به خصوص رژیم سعودی به جنون و دیوانگی رسیده‌اند و به زودی شکست مفتضحانه‌ای خواهند خورد. وضعیت چندان تغییری نکرده است، الا اینکه سیاستی را که تا دیروز پشت پرده عملی می‌کردند، امروز علنی کرده‌اند.

 

وی در پایان سخنان خود گفت: مسئولیت ملت ایران امروز بسیار خطیر و مهم است و باید تمام آنان تلاش کنند که برای اعتلای جهان اسلام، موانع سخت پیش روی خود را برطرف کنند.

 

منبع: خبرگزاری تسنیم

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • تگ‌های HTML مجاز: <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اطلاعات بیشتر درباره گزینه‌های قالب‌بندی

کد امنیتی
This question is for testing whether you are a human visitor and to prevent automated spam submissions.
1 + 4 =
Solve this simple math problem and enter the result. E.g. for 1+3, enter 4.