گرجستان

نسخه مناسب چاپارسال به دوستان
2015/11/12
گرجستان و تغییرات در توازن قوای داخلی
گرجستان به کدام سمت و سو می رود؟

بر اساس نتایج اعلام شده انتخابات، «گیورگی مارگولاشویلی» نامزد مورد حمایت «بیدزینا ایوانشویلی» نخست وزیر گرجستان توانست با کسب حدود 62 درصد از آرا پیروز انتخابات شود. این در حالی است که «دیوید باکرادزه» متحد «میخائیل ساکاشویلی» ريیس جمهوري این کشور تنها توانست حدود 20 درصد از آرا را به خود اختصاص دهد. پس از این دو تن، این «نینو بورجانادزه» ريیس پیشین پارلمان گرجستان و از رهبران انقلاب گل رز این کشور بود که توانست با کسب حدود 10 درصد از آرا، جایگاه سوم را به خود اختصاص دهد.

اما شاید نخستین جنبه اهمیت انتخابات اخیر در گرجستان از این منظر بود که برای نخستین بار در طول تاریخ این کشور از زمان استقلال تاکنون، انتقال قدرت در سطح ریاست جمهوری به شیوه ای دموکراتیک و قانونی صورت می گرفت. در همین راستا، هرچند ساکاشویلی از نتیجه انتخابات ابراز ناامیدی کرد، اما تلاشی غیرقانونی یا فراقانونی برای تغییر نتیجه آن انجام نگرفت و باکرادزه نیز بلافاصله و حتی پیش از اعلام نتیجه نهایی و رسمی، به رقیب خود برای پیروزی در انتخابات تبریک گفت.

جنبه دیگر اهمیت این انتخابات را شاید بتوان در چارچوب تغییر ماهیت نخبگان حاکم بر گرجستان –و از طرف مقابل، تغییر دیدگاه مردم نسبت به ویژگی های بایسته نخبگان حاکم –ارزیابی کرد. این امر به طور خاص با توجه سوابق مارگولاشویلی، ريیس جمهوري منتخب این کشور نمود بهتری پیدا می کند.

 مارگولاشویلی یک شخصیت آکادمیک است که مهمترین پست وی تا همین اواخر، ریاست یک دانشگاه بود. در حقیقت، تنها پس از کسب اکثریت آرا در انتخابات پارلمانی سال گذشته از سوی حزب ایوانشویلی (حزب رویای گرجی) بود که وی توانست به عنوان یک وزیر به طور رسمی و جدی وارد عرصه سیاست شود.

این در حالی است که دو رقیب اصلی وی، یعنی باکرادزه به عنوان رهبر اپوزیسیون پارلمان و بورجانادزه به عنوان یک سیاستمدار قدیمی، هر دو از سابقه ای قابل توجه در عرصه سیاسی برخودار بودند. بر این اساس، شاید بتوان گفت که اکثریت جمعیت رای دهنده در گرجستان با رویگردانی از سیاستمداران و رویه های سیاسی پیشین در این کشور، عزم خود را برای تحولی در عرصه ساختاری و کارگزاری سیاسی در گرجستان جزم کرده اند.

به هر حال، این نکته که شمار قابل توجهی از مردم گرجستان از روندهای جاری سیاسی در این کشور ناراضی هستند، موضوعی نیست که بر کسی پوشیده باشد. این امر با توجه به شمار رای دهندگان در انتخابات اخیر نیز به خوبی قابل تشخیص است؛ زیرا تنها 46.6 درصد از واجدین شرایط در پای صندوق های رای حاضر شدند.

اما فارغ از بحث اهمیت و جنبه های تمایز این انتخابات، تاثیرات و پیامدهای آن بر سیاست های داخلی و خارجی گرجستان، موضوع دیگری است که باید مورد بحث قرار گیرد.

در عرصه داخلی، باید اشاره کرد که انتخابات اخیر ریاست جمهوری در گرجستان، در حقیقت سرآغاز دوره ای جدید در این کشور –دست کم از جنبه نظری –خواهد بود. بر اساس آخرین تغییرات در قانون اساسی گرجستان، از این پس بخش عمده ای از اختیارات ریاست جمهوری به نخست وزیر منتقل شده و در حقیقت، نظام سیاسی گرجستان نوعی حرکت به سمت پارلمانی شدن را تجربه خواهد کرد. بر این اساس، ربیس جمهوري اصولاً دارای آن اختیار و اقتدار سابق نخواهد بود و جایگاه سابق خود را از دست خواهد داد.

جالب آنکه طرح این تغییرات، در ابتدا از سوی ساکاشویلی و با هدف حفظ خود در رأس قدرت صورت گرفته بود؛ زیرا وی انتظار داشت با توجه به ممنوعیت شرکت دوباره در انتخابات ریاست جمهوری، از طریق حزب خود و در انتخابات پارلمانی به نخست وزیری رسیده و قدرت خود را از آن طریق استمرار بخشد. با این حال، پیروزی ایوانشویلی طرح وی را در این زمینه ناکام گذاشت و اکنون نیز شکست نامزد مورد حمایت وی، آخرین امیدهایش را از میان برد.

البته ایوانشویلی از مدتی پیش وعده داده بود که پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، از سمت خود کناره گیری و فرد دیگری را به جای خود معرفی خواهد کرد تا از این طریق، ضمن انتخاب نخست وزیر در فضایی جدید، زمینه تحول سیاسی در گرجستان فراهم تر شود.

موضوع دوم در عرصه داخلی، انتظاراتی است که برای تغییر در رویه های دولت پیشین وجود دارد. در پیش گرفتن رویه های اقتدارگرایانه و نیز عدم اصلاح ساختار قضایی، دو انتقاد بسیار مهمی است که از دوره 10 ساله ریاست جمهوری ساکاشویلی مطرح است.

بر این اساس، در شرایط کنونی مهمترین انتظار ناظران داخلی و خارجی آن است که به این رویه ها در سیاست گرجستان خاتمه داده شود. به طور مشخص، کشورهای غربی ضمن درخواست عدم تعقیب قضایی ساکاشویلی در دولت جدید، آینده وی و متحدانش را محکی برای تغییر واقعی رویکردهای دولت گرجستان می دانند.

اما در عرصه خارجی، باید گفت که هم مارگولاشویلی و هم باکرادزه، در ایام مبارزات انتخاباتی خود وعده داده بودند که سیاست های همگرایی با ناتو و اتحادیه اروپا را ادامه دهند. در همین زمینه، یکی از وزيران کابینه ایوانشویلی و از افراد نزدیک به ريیس جمهوري جدید، گفته بود نزدیکی به اروپا و ناتو خواست مردم گرجستان است و کسی نمی تواند آن را تغییر دهد.

اصولا شاید بتوان گفت که به همان دلیل پیش گفته، یعنی محدود شدن اختیارات ریاست جمهوری، تغییر شخص ريیس جمهوري دربردارنده تحولی جدی در عرصه سیاست خارجی نباشد و رویه های واقعی، همان هایی هستند که تاکنون از سوی دولت ایوانشویلی پیگیری شده اند.

البته دولت ایوانشویلی نشان داده که در عین ادامه توجه به غرب و به ویژه آمریکا، به دنبال بهبود روابط با روسیه نیز–که طی سال های اخیر به سطح خصومت آشکار رسیده –است. باید اشاره کرد که مهمترین انتقاد موجود از ساکاشویلی در حوزه خارجی، توسل مخالفان به این استدلال است که وی با تحریک بی مورد روسیه، زمینه وقوع جنگ اوت 2008 و از دست رفتن بخشی از خاک گرجستان را فراهم کرده است.

به این ترتیب، می توان گفت دولت جدید گرجستان، در فضایی هماهنگ میان ريیس جمهوري و نخست وزیر، در پی اعمال رویکردی متعادل و متوازن نسبت به روسیه و غرب برخواهد آمد تا ضمن حفظ منافع تفلیس از متحدان غربی، تنش ها با همسایه قدرتمند شمالی را نیز مهار کرده و تقلیل دهد تا از بار پتانسیل بی ثباتی و بحران برای خود بکاهد.